پس در روز جمعه حضرت را ضربت زدند » « 1 » .
و نيز ابن سعد با سند خود از محمّد بن حنفيّه روايت مىكند كه : من با حسن و
هامش
( 1 ) - ابن ابى الحديد در « شرح نهج البلاغه » طبع مصر ، دار الاحياء ، ج 9 ، ص 118 اجمالا بسيارى از اخبارى را كه در اين زمينه وارد شده است ذكر مىكند و صحّت مضمون آنها را تصديق مىنمايد . او در خطبهء 147 از « نهج البلاغه » كه در آن امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : و كم أطردت الأيام أبحثها عن مكنون هذا الأمر فأبى الله إلّا إخفاءه ، هيهات علم مخزون « و چه بسيار روزهائى را من يكى پس از ديگرى تفحّص كردم و پشتسر گذاشتم كه در آن روزها از مكنون اين امر مىخواستم مطّلع شوم ، و خداوند آنها را مخفى نمود . هيهات اين علم مخزون است كه غير از ذات خداوند كسى را بدان راه نيست » مىگويد : اين كلام مىفهماند كه حضرت در حال قتلش علم تفصيلى من جميع الوجوه نداشته است . و رسول خدا او را اجمالا به اين امر مطّلع نموده بود ، چون به ثبوت رسيده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او گفت : ستضرب على هذا - و اشاره به سر او كرد - فتخضب منها هذه - و اشاره به محاسن او نمود ، و نيز به ثبوت رسيده است كه گفت : أتعلم من اشقى الأوّلين ؟ قال : نعم ، عاقر الناقة . فقال له : أتعلم من أشقى الأخرين ؟ قال : لا ، قال : من يضربك ههنا ، فيخضب هذه . آنگاه ابن ابى الحديد بعد از شرح مختصرى گويد : و اگر تو بگوئى : بنابر اين گفتار او را كه به ابن ملجم گفت : اريد حباءه و يريد قتلى - عذيرك من خليلك من مراد » را چه مىكنى ؟ و گفتار شيعهء خالص وى را كه به او گفت : فهلّا تقتله ؟ و حضرت فرمود : فكيف أقتل قاتلى ؟ و گاهى فرمود : إنّه لم يقتلنى فكيف أقتل من لم يقتل ؟ را چه مىكنى ؟ و چگونه حضرت به مرغابىهائى كه در پشتش در مسجد صيحه مىزدند در شب ضربت ابن ملجم گفت : دعوهنّ فإنّهن نوائح ؟ و چگونه در آن شب گفت : إنّى رأيت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فشكوت اليه و قلت : ما لقيت من امّتك من الأود و اللّدد ؟ فقال : ادع الله عليهم فقلت : اللّهم أبدلنى بهم خيرا منهم و أبدلهم بى شرّا منّى ؟ و چگونه گفت : إنّى لا اقتل محاربا و إنّما اقتل فتكا و غيلة ؟ يقتلنى رجل خامل الذّكر . و از آن حضرت در اين باب آثار بسيارى رسيده است ؟ ! من مىگويم : تمام اين آثار و اخبار دلالت ندارند بر اينكه امير المؤمنين عليه السّلام امر مرگش را به طور مشروح و مفصل از جميع جهات مىدانسته است . آيا نمىبينى كه : در آثار و اخبار چيزى كه دلالت كند بر آنكه وقت و زمانى را كه در آن كشته مىشده است بعينه مىدانسته و يا مكانى را كه در آنجا كشته مىشده بعينه مىدانسته است وارد نشده است ؟ اقول : ابن ابى الحديد در اينجا شرحى داده است كه بعضى از آن محل نظر است .