و همچنين ابن سعد با سند خود از محمّد بن سيرين روايت كرده است كه : علىّ بن ابي طالب به ابن ملجم گفت :
اريد حباءه و يريد قتلى * عذيرك من خليلك من مراد
« 1 » « من ارادهء عطا و بخشش به او دارم و او ارادهء كشتن مرا دارد . اينك دوستى را كه به عذر تو در مقابل قبيلهء مراد قيام كند و اثبات معذوريّت تو را بنمايد ، بياور » .
ابن جزرى در « نهايه » گفته است : در حديث على عليه السّلام آمده است كه چون نظر به ابن ملجم نمود گفت : عذيرك من خليلك من مراد . گفته مىشود : عذيرك من فلان با نصب ، يعنى بياور كسى را كه عذر خواه تو باشد . فعيل در اينجا به معناى اسم فاعل است « 1 » .
و نيز ابن سعد با سند خود از ابى مجلز روايت كرده است كه او گفت : در حالى كه على در مسجد نماز مىخواند مردى از قبيلهء مراد به حضور آن حضرت آمد و گفت : خودت را حفظ كن ، زيرا مردمى از قبيلهء مراد قصد كشتن تو را دارند . امير المؤمنين عليه السّلام گفت : إنّ مع كلّ رجل ملكين يحفطانه ممّا لم يقدّر ، فإذا جاء القدر خلّيا بينه و بينه . و إنّ الأجل جنّة حصينة « 3 » « با هر كس دو فرشته است كه او را از آنچه دربارهء او تقدير نشده است حفظ مىنمايند . پس چون قدر خداوندى بيايد ميان او و
هامش
( 1 ) - « طبقات » ابن سعد ، طبع بيروت ج 3 ، ص 33 . و اين روايت را نيز سبط ابن جوزى در « تذكره » ص 101 از « طبقات » آورده است و ابن شهرآشوب در « مناقب » ج 2 ، ص 80 آورده است ، و ابن ابى الحديد در « شرح نهج البلاغه » طبع مصر ، دار الاحياء ، ج 9 ، ص 118 ذكر كرده است و معلّق آن محمد ابو الفضل ابراهيم در تعليقهء آن گفته است : اين بيت از أبياتى است كه در « اللآلى » ص 63 آمده و آنها را به عمرو بن معديكرب نسبت داده است و روايت او در اين اشعار ، اريد حياته مىباشد .
( 3 ) - « طبقات » طبع بيروت ، ج 3 ، ص 34 . و سبط ابن جوزى در كتاب « تذكرة الخواص » ص 100 و ص 101 اين روايات را از « طبقات » ابن سعد آورده است . و در روايت چهارم عبارت فأخبرنا به نبيد عشيرته آمده است ، يعنى « او را به ما معرفى كن تا عشيره و اقوام او را ريشه كن كنيم و همه را هلاك سازيم » .