تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
وقعت به وقعتان يخسر فيها الفريقان - يعنى وقعة الموصل - حتّى سمّى باب الأذان . ويل للطّين من ملابسة الأشراك ، و ويل للعرب من مخالطة الأتراك ، ويل لامّة محمّد إذا لم تحمل أهلها البلدان ، و عبر بنو قنطورة نهر جيحان ، و شربوا ماء دجلة ، و همّوا به قصد البصرة و الإيلة . و أيم الله لتعرفنّ بلدتكم حتّى كأنّى أنظر إلى جامعها كجؤجؤ سفينة أو نعامة جاثمة « 1 » . « و هر آينه گويا من مىبينم كه گياه شيح ( گياه خوشبو و معطّر ) بر محلّ سكونت اهل حضّه روئيده است ، و در آنجا دو واقعه صورت مىپذيرد كه هر دو فريق و دسته خسارت مىبينند و زيان مىنمايند - و مراد حضرت ، واقعهء موصل است - تا جائى كه موصل باب أذان ناميده مىشود . و واى بر گلهاى زمين از جاى پاى اسبها ، و واى بر عرب از همنشينى و هم آميختگى با ترك‌ها ، و واى بر امّت محمّد در وقتى كه شهرها اهل خود را در خود جاى ندهند و در وقتى كه بنو قنطورة از رود جيحون عبور كنند و به نهر دجله برسند و از آب آن بياشامند و به قصد بصرة و ايله حركت نمايند . و سوگند به خدا كه اين شهر شما كه بصره است شناخته خواهد شد تا به جائى كه گويا من دارم نگاه مىكنم به مسجد جامع آن كه همچون سينهء يك كشتى است و يا همچون يك شتر مرغ است كه بر زمين چسبيده است » .

[ اخبار آن حضرت از خراب شهرها و حملهء مغول ]

و در روايت « بحار » آمده است : و أيم الله لتغرقنّ بلدتكم - الخ « 2 » « يعنى سوگند به خدا كه اين شهر شما كه بصره است ، غرق خواهد شد و من مسجد جامع شما را در ميان آبها چنين و چنان مىبينم » . و در « مناقب » گويد : قتاده از سعيد بن مسيّب روايت كرده است كه چون از امير المؤمنين عليه السّلام از گفتار خداوند تعالى :
وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ
هامش
( 1 ) - « مناقب » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 431 و « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 587 . ( 2 ) - « بحار الانوار » ج 9 ، ص 587 .