تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
كه راضى و مطيع و متّقى باشند ، چنان كه در تواريخ مسطور است . ابن شهرآشوب در « مناقب » گويد : از جمله خطبه‌هاى آن حضرت اين خطبه است : ويل هذه الامّة من رجالهم ، الشّجرة الملعونة الّتى ذكرها ربّكم تعالى ، أوّلهم خضراء و آخرهم هزماء . ثمّ تلى بعدهم أمر أمّة محمّد رجال : أوّلهم أرأفهم و ثانيهم أفتكهم و خامسهم كبشهم ، و سابعهم أعلمهم ، و عاشرهم أكفرهم يقتله أخصّهم به ، و خامس عشرهم كثير العناء قليل الغناء ، سادس عشرهم أقضاهم للذّمم و أوصلهم للرّحم ، كأنّى أرى ثامن عشرهم تفحص رجلاه فى دمه بعد أن يأخذ جنده بكظمه ، من ولده ثلاث رجال سيرتهم سيرة الضّلّال . و الثّانى و العشرون منهم الشّيخ الهرم تطول أعوامه و توافق الرّعيّة أيّامه ، السّادس و العشرون منهم يشرد الملك منه شرود المنفتق ، و يعضده الهزرة المتفيهق ، لكأنّى أراه على جسر الزّوراء قتيلا . ذلك بما قدّمت يداك و أنّ الله ليس بظلّام للعبيد « 1 » . در ابتداى اين خطبه ، حضرت اشاره مىكند به سلاطين بنى اميّه كه در قرآن كريم از آنها به عنوان شجرهء ملعونه « درخت لعنت شده » نام برده است و چون سلطنت معاويه كه اوّلين آنها بود ، داراى قدرت و سيطره و طراوت عيش آنها بود به شجرهء خضراء « درخت سبز » نام برده و چون آخرين آنها كه مروان حمار بود ، ديگر شكاف و پوسيدگى و شكستگى در آن پديد آمد به شجرهء هزماء « درخت پاره و شكافته شده » نام برده است . و پس از آن از خصائص ملوك بنى عبّاس نقل مىكند همانطور كه ما بيان كرديم تا مىرسد به هجدهمين آنها كه مقتدر است . چون مونس خادم از جملهء عسكر و سپاه او گريخت و به موصل آمد و بر آنجا مستولى شد و سپاهى جمع كرد و برگشت و با مقتدر در بغداد جنگ كرد و لشكر او را به هزيمت داد و خود مقتدر در معركه كشته شد و سه پسران مقتدر پس از او به خلافت رسيدند ، لهذا حضرت او را بدين مشخّصات ياد مىكند كه : پس از آنكه لشكر او ، گلوى او را گرفته‌اند گويا من مىبينم كه در خون خود مىغلطد و پاهاى
هامش
( 1 ) - « مناقب » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 431 و آيه‌اى كه در آخر خطبه ذكر شده است آيه 10 از سورهء 22 : حج است .