بوده است . و روايت شده است : إنّ من ورائكم فتنا مردحة « تحقيقا در پشت سر شما فتنههاى سنگين ، و يا پوشندهء بر دلهاست » يعنى سنگين كننده . و گفته شده است : پوشانندهء بر قلوب ، از أردحت البيت در وقتى كه اطاق را پوشاندى « 1 » .
و نيز ابن أثير گويد : محل به معناى دفاع و جدال و مكر و شدّت است ، و از همين مادّه است حديث على عليه السّلام : إنّ من ورائكم امورا متماحلة « تحقيقا در پشت سر شما بلايا و فتنههاى طويلالمدّتى است » يعنى فتنههاى طولانى . و متماحل از مردان به مردان بلند قامت گويند « 2 » .
و نيز ابن أثير گويد : بلح به معناى سختى و شدّت است ، به طورى كه مرد را از پاى در آورد و قدرت بر حركت را نداشته باشد . و از همين ماده و ريشه است حديث على عليه السّلام : إنّ من ورائكم فتنا و بلاء مكلحا مبلحا « تحقيقا در پشت سر شما فتنهها و بلاهائى پيش مىآيد كه انسان را متغيّر و عبوس مىنمايد و از پا در مىآورد » . يعنى بلاهاى عاجز كننده به طورى كه توان مرد را مىگيرد « 3 » .
و نيز گويد : كلح در حديث على عليه السّلام وارد است كه : إنّ من ورائكم فتنا و بلاء مكلحا مبلحا « يعنى بلاهائى كه از شدّت خود ، انسان را عبوس و متغيّر مىكند و موجب گرفتگى و درهم رفتگى چهرهء وى مىشود » . و كلوح به معناى عبوس است . گفته مىشود : كلح الرّجل و أكلحه الهمّ « 4 » « چهره و سيماى مرد درهم گرفته شد و غصّه و اندوه او را عبوس و متغيّر ساخت » « 5 » .
هامش
( 1 ) - « النهاية فى غريب الحديث و الأثر » ج 2 ، ص 213 ، باب الراء مع الدال كلمهء ردح .
( 2 ) - « النهاية » ج 4 ، ص 304 ، باب الميم مع الحاء كلمهء محل .
( 3 ) - « النهاية » ج 1 ، ص 151 ، باب الباء مع اللام كلمهء بلح .
( 4 ) - « النهاية » ج 4 ، ص 196 ، باب الكاف مع اللام ، كلمهء كلح .
( 5 ) - و اين عبارت حضرت نظير عبارت ديگر آن حضرت است كه نعمانى در كتاب « غيبت » خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه امير المؤمنين عليه السّلام بر فراز منبر كوفه گفتند : و إنّ من ورائكم فتنا مظلمة عمياء منكسفة لا ينجو منها إلا النّومة « بدرستى كه در پشت سر شما فتنهها و بلاياى تاريك و كور و در پشت حجاب و ابر ظلمانى پنهان شده به وجود مىآيد كه از آن نجات