بارى تمام اين عبارات ، حكايت از پيش آمدن زمانى مىكند كه بسيار سخت است ، دين اسلام در دست غارت است ، معناى توحيد و عرفان و ولايت و صدق ، جرم است . و روشن است كه اشاره به همان زمان حكومت بنى اميّه از معاويه و يزيد و مروان و بنى مروان دارد كه دوران شدّت و تنگى بر هر شخص ذى بصيرت و داراى وجدان و عاطفهاى ، از سختترين دورانهاى روزگار محسوب مىگردد .
[ اخبار آن حضرت از خصوصيات بنى عباس ]
و از جمله آنكه خبر داد آن حضرت از سلطنت بنى اميّه و بنى عبّاس ، و به بعضى از خصائص و آثار برخى از بنى عباس اشاره نمود مثل رأفت و مهربانى اوّلين خليفهء ايشان : عبد الله سفّاح ، و سفّاكى و خونريزى دومين آنها : منصور ، و عظمت سلطنت پنجمين ايشان : هارون الرّشيد ، و زيركى و دانائى هفتمى آنها : مأمون ، و شدّت دشمنى و عداوت دهمين آنها با اهل بيت : متوكّل و اينكه پسرش او را مىكشد ، و كثرت رنج و زحمتى كه پانزدهمين ايشان : معتمد در دوران خلافت متحمّل شد ، زيرا او مبتلا شد با محاربه و جنگ با صاحب زنج ، و نيكى و احسان شانزدهمين آنها با علويّين كه معتضد بود ، و كشته شدن هجدهمين آنها : مقتدر و غلبهء سه پسر وى بر خلافت
هامش
پيدا نمىكنند مگر آن كسانى كه در بين مردم اسم و رسم ندارند و خامل الذكر مىباشند ، آنان كه ايشان مردم را مىشناسند ولى مردم آنها را نمىشناسند » . قيل : يا امير المؤمنين ما النّومة ؟ قال : الّذى يعرف الناس و لا يعرفونه - الخبر . ( « غيبت نعمانى » طبع مكتبهء صدوق ، ص 141 ) . ابن أثير در « نهايه » ج 5 ، ص 131 در مادّهء نوم آورده است كه : چون على عليه السّلام ذكر آخر الزّمان و فتنههاى آن را نمود ، گفت : خير أهل ذلك الزّمان كلّ مؤمن نومة ، به وزن همزة يعنى شخص خامل الذكر كه كسى به او اعتنا ندارد . و گفته شده است : الغامض فى الناس الّذى لا يعرف الشّرّ و أهله « آن كسى كه در ميان مردم غائب و پنهان است و شر و أهل شر را نمىشناسد » و گفته شده است كه : نومة با حركت واو به معناى كسى است كه زياد مىخوابد و نومه با سكون به معناى كسى است كه خامل الذكر است . و از قسم اول است حديث ابن عباس كه به على عليه السّلام گفت : ما النّومة ؟ قال : الّذى يسكت فى الفتنة فلا يبدو منه شىء « نومه كيست ؟ فرمود : كسى كه در فتنه ساكت است و از وى چيزى ظاهر نمىشود » .