تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
جمار حمل مىنمايد . اين گفتار حضرت را حبيب بن جمار شنيد و به نزد او آمد و عرض كرد : من خدا را شاهد و گواه مىگيرم و با حضور و شهادت خدا با تو احتجاج و مناشده مىنمايم كه من شيعهء تو هستم و تو از من دربارهء چيزى نام برده‌اى ، سوگند به خدا اين طور نيست و من در خودم نمىيابم كه پرچم لشكر ضلال را حمل كنم . حضرت گفتند : إن كنت حبيب بن جمار لتحملنّها « اگر حبيب بن جمار تو هستى حتما آن را حمل مىكنى » . حبيب بن جمار پشت كرد و رفت ، و حضرت باز گفتند : اگر حبيب بن جمار تو هستى حتما آن را حمل مىكنى . أبو حمزهء ثمالى راوى روايت از سويد بن غفله مىگويد : قسم به خدا كه او نمرد تا عمر بن سعد براى جنگ با حسين بن على عليه السّلام برانگيخته شد و عمر بن سعد ، خالد بن عرفطه را رئيس مقدمهء سپاه خود كرد و صاحب رايت و پرچم آن سپاه حبيب بن جمار بود . و مجلسى پس از بيان اين خبر گويد : اين خبر را ابن أبى الحديد ، در « شرح نهج البلاغه » ، از كتاب « غارات » ابن هلال ثقفى ، از ابن محبوب ، از ثمالى ، از سويد بن غفله روايت كرده است « 1 » . و از اينجا در مىيابيم آنچه را كه در سير و تواريخ و احاديث وارد است كه قاتلين سيّد الشهداء عليه السّلام از شيعيان كوفى امير المؤمنين عليه السّلام بوده‌اند همچون حجّار بن أبحر و شبث بن ربعى و محمّد بن أشعث و غيرهم كه هر كدام سر كرده و فرماندهء چهار هزار نفر بودند و با آن سپاه كه مجموعا سى هزار نفر بوده است براى جنگ با آن حضرت ، به خاطر حطام دنيا و جوايز يزيد و ابن زياد و رياست موقّتى شهرى و بلده‌اى و امثالها خود را بسيج نموده و خون آن بضعهء مصطفى را در اين بيابان ، مظلومانه فقط در مقابل نداى حقّ و توحيد و عدالت ريختند ، و اين زينت‌هاى
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 578 و ص 579 و در « شرح نهج البلاغه » طبع مصر ، دار الاحياء ، ج 2 ، ص 286 و ص 287 اين روايت را از ابن هلال ثقفى در كتاب « غارات » از حسن بن محبوب ، از ثابت ثمالى ، از سويد بن غفله ذكر كرده است .