2 - و راهب در ركاب او شهيد شد و در نصرتش صادق بود . چقدر بزرگوار و گرامى است اين راهب متعبّد .
3 - منظور من پسر فاطمه است ، و هر كس در فضل و شرف و خوبيهاى وى چيزى بگويد ، كذب و دروغ نگفته است .
4 - علىّ وصىّ مردى است كه از پدر و مادر به سام پسر نوح مىرسد ، و پسر ديگر نوح به نام حام نه پدر او بود و نه پدر پدرش .
5 - على كسى است كه فرار نمىكند ، و در معركهء كارزار ديده نشده است مگر آنكه از لبهء شمشير او خون مىچكيد » .
[ اخبار آن حضرت به نمردن خالد بن عرفطه ]
و همچنين شيخ مفيد مىگويد : و از قبيل اخبار به غيب امير المؤمنين عليه السّلام است آنچه را كه حسن بن محبوب از ثابت ثمالى ، از أبو اسحاق سبيعى از سويد بن غفلة روايت كرده است كه مردى به حضور امير المؤمنين عليه السّلام آمد و گفت : اى امير مؤمنان ، من از وادى القرى عبور مىكردم ديدم كه خالد بن عرفطه در آنجا مرده است « 1 » . تو براى او طلب رحمت و استغفار كن . حضرت فرمود : تحقيقا او نمرده
هامش
( 1 ) - ابن حجر عسقلانى شافعى در كتاب « الاصابة » ج 1 ، ص 409 ترجمهء خالد بن عرفطه را ذكر كرده است و گفته است : عرفطه با ضمّهء عين مهمله و فاء و در ميان آنها راء ساكنهء مهمله است . و عمرو بن شبّة در « اخبار مكّه » گويد : « خالد بن عرفطه در زمان صغر سن به مكه آمد و حليف بنى زهره شد . . . سعد بن ابى وقّاص در روز قادسيه او را متولّى امر قتال نمود . و خالد در فتوح عراق با سعد بن ابى وقّاص بود و عمر در نامهاى به سعد نوشت و به او امر كرد كه خالد را امير لشكر كند و سعد او را به جاى خود در كوفه خليفه نمود . و چون مردم با معاويه بيعت كردند و معاويه به كوفه آمد ، عبد الله بن ابى الحوساء بر معاويه خروج كرد در نخيله و معاويه همين خالد بن عرفطه را براى جنگ با او اعزام داشت و خالد با وى جنگ كرد تا او را كشت . خالد تا سنهء 60 و يا 61 زنده بود و ابن معلّم معروف به شيخ مفيد رافضى در « مناقب على » از طريق ثابت ثمالى از ابو اسحق از سويد بن غفله روايت كرده است كه مردى به نزد على آمد و گفت : من از