13 - تا وقتى كه همگى آب آشاميدند آن سنگ را به جاى خود گذارد و از آنجا گذشت ، و آن محلّ و موضع به طورى پنهان شد كه گويا كسى به آن دست نيافته است » .
[ اشعار حميرى و ابن ميمون در علوّ شأن آن حضرت ]
بعد از اين ابيات سيّد حميرى گويد :
14 أعنى ابن فاطمة الوصىّ و من يقل * فى فضله و فعاله لم يكذب
15 ليست ببالغة عشير عشير ما * قد كان أعطيه مقالة مطنب
16 صهر الرّسول و جاره فى مسجد * طهر بطيبة للرّسول مطيّب
« 1 » 14 - مقصود من پسر فاطمهء بنت اسد است و او وصىّ رسول خداست ، و هر كس در فضيلت و كرم و فعل خوب او چيزى بگويد ، كذب و دروغ نمىباشد .
15 و 16 - آنچه را كه گفتار شخص دراز گفتار در اينجا بگويد و سخن به درازا كشاند به اندازهء عشر عشر از آنچه را كه صهر و داماد رسول خدا و همسايهء او در مسجد مدينة الرسول كه پاك و طاهر است ، داده شده است نخواهد رسيد » .
شيخ مفيد در « ارشاد » پس از ابياتى كه از حميرى آورده است در پايان گويد : ابن ميمون ابيات زير را اضافه كرده است :
1 و آيات راهبها سريرة معجز * فيها و آمن بالوصىّ المنجب
2 و مضى شهيدا صادقا فى نصره * أكرم به من راهب مترهّب
3 أعنى ابن فاطمة الوصىّ و من يقل * فى فضله و فعاله لم يكذب
4 رجلا كلا طرفيه من سام و ما * حام له بأب و لا بأب أب
5 من لا يفرّ و لا يرى فى معرك * إلّا و صارمه الخضيب المضرب
« 2 » 1 - و نشانهها و علامات و آياتى كه در اين قضيّه براى راهب به وقوع رسيد معجزه و أسرار مخفيّه و مكتومى بود در اين قضيّه ، و لهذا آن راهب به اين وصىّ اصيل و نجيب كريم الحسب ايمان آورد .
هامش
( 1 ) - « ديوان حميرى » ص 92 و ص 93 .
( 2 ) - « ارشاد » ص 187 .