تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
ابي طالب چنين مىپندارد كه از علم غيب اطلاع دارد . ما اينك او را از امارت مؤمنان خلع كرديم و به جاى او با سوسمارى بيعت كرديم . حركت كردند تا روز جمعه به مدائن رسيدند و داخل مسجد شدند در هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام بر بالاى منبر خطبه مىخواند و فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى من احاديث بسيارى را سرّا گفته است كه در هر حديثى از آن احاديث درى است كه از آن يك در هزار در ديگر گشوده مىشود . خداوند تعالى در كتاب عزيز خود مىگويد : يوم ندعوا كلّ اناس بإمامهم « 1 » « روز قيامت روزى است كه ما در آن روز ، هر دسته و جمعيّتى از مردم را با امام خودشان مىخوانيم » . و من به خداوند قسم مىخورم كه در روز قيامت هشت نفر از اين امّت محشور مىشوند كه امام آنها ضبّ ( سوسمار ) است ، و اگر بخواهم نام آنها را ببرم مىبرم . در اين حال رنگ از چهره‌هايشان پريد و بندبند آنها لرزيدن گرفت و عمرو بن حريث مانند شاخهء سعف ( برگ درخت خرما ) تكان مىخورد از شدّت ترس و دهشت « 2 » . و از حسن بن علىّ عليه السّلام در ضمن حديثى آمده است كه : أشعث بن قيس كندى در خانهء خود مأذنه‌اى ساخته بود و هر وقت كه صداى اذان را در اوقات نماز از مسجد مىشنيد بر بالاى مأذنه مىرفت و با صيحه و فرياد از بالاى مأذنه مىگفت : يا رجل إنّك لكاذب ساحر « اى مرد حقّا تو دروغگو و جادوگر هستى » ، و پدر من او را عنق النّار ( گردنهء آتش ) مىناميد . و در روايتى عرف النّار ( موج آتش ) مىناميد .
هامش
( 1 ) - آيه 71 ، از سورهء 17 : اسراء . ( 2 ) - « مناقب » طبع سنگى ج 1 ، ص 420 و ص 421 و در « بحار الانوار » طبع كمپانى ج 9 ص 578 از « خصال » صدوق ذكر كرده است و نيز از « خرائج و جرائح » راوندى و « بصائر الدرجات » و « فضائل » ابن شاذان آورده است .