تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
امير المؤمنين عليه السّلام گفتند : لا يموت ابن هند حتّى يعلّق الصّليب فى عنقه « پسر هند ( معاويه ) نمىميرد تا زمانى كه بر گردن خود صليب آويزان كند » . و اين مطلب را أحنف بن قيس ، و أعثم كوفى ، و أبو حيّان توحيدى ، و أبو ثلّاج ، با جمعى ديگر روايت كرده‌اند و همينطور شد كه على گفته بود « 1 » .

[ اخبار آن حضرت از بيعت هشت نفر با سوسمار ]

و ايضا ابن شهرآشوب ، از اسحاق بن حسّان ، با اسناد خود از أصبغ بن نباته روايت كرده است كه امير المؤمنين عليه السّلام به ما امر فرمود كه از كوفه به مدائن برويم . روز يكشنبه ما به راه افتاديم . در ميان راه از ميان ما عمرو بن حريث و أشعث بن قيس و جرير بن عبد الله بجلى با پنج نفر ديگر جدا شدند و به سوئى رفتند كه در حيرة بود . و به آن خورنق « 2 » و سدير « 3 » مىگفتند . و به ما گفتند : چون روز جمعه فرا رسد ما به مدائن به على مىرسيم و قبل از آنكه مردم براى نماز جمعه مجتمع گردند مىآئيم تا نماز را با على بخوانيم . آن هشت نفر در خورنق و يا سدير در وقت ظهر كه نشسته بودند مشغول نهار خوردن بودند يك ضبّ ( سوسمار ) از جلوى آنها گذشت . آن را صيد كردند . عمرو بن حريث دست سوسمار را باز كرد و به همراهان خود گفت : با اين سوسمار بيعت كنيد ، اين امير المؤمنين شماست . آن هشت نفر با آن سوسمار بيعت كردند و سپس آن را رها كردند و خودشان از آنجا به مدائن كوچ كردند و گفتند : على بن
هامش
( 1 ) - « مناقب » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 419 و در « بحار الانوار » ج 9 ، ص 583 از « محاضرات » آورده است . ( 2 ) - در « قاموس » آورده است كه : خورنق قصرى است كه براى نعمان اكبر بوده است و معرّب خورنگاه است يعنى محل خوردن . ( 3 ) - در « قاموس » گويد : سدير بر وزن زبير زمينى است ميان بصره و كوفه و محلّى است در ديار غطفان و بر وزن أمير يعنى سدير ، نهرى است در ناحيهء حيره .