تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
حضرت نام مرا معمّر نهاد ( كسى كه عمر دراز دارد ) . و اين مرد همان كسى است كه به أشجّ ( صورت شكافته ) معروف است . خطيب مىگويد : من در سنهء سيصد ، وارد بغداد شدم و با من جماعتى از شيوخ و بزرگان اهل شهر من بودند . ايشان از مردم بغداد چون از احوال اين مرد پرسيدند در جواب گفتند : او مردى است كه در ميان ما به درازى عمر معروف است و به من اين طور رسيد كه : او در سنهء سيصد و بيست و هفت از دنيا رفت . و شيخ ما در « امالى » خود ( امالى طوسى ) وفات او را قريب به همين زمان نوشته است « 1 » . و ابن شهرآشوب از اعمش به روايت خود ، از مردى از همدان روايت كرده است كه او گفت : ما با امير المؤمنين عليه السّلام در صفّين حاضر بوديم . در يك حمله لشكر شام ميمنهء لشكر عراق را به هزيمت دادند . مالك بن اشتر فرياد زد كه برگرديد و در جاى خود قرار بگيريد و امير المؤمنين عليه السّلام مىگفت : يا أبا مسلم خذهم « اى ابو مسلم بگير آنها را - يعنى شاميان را » . سه بار امير المؤمنين اين جمله را تكرار كرد . أشتر گفت : اى امير المؤمنين مگر ابو مسلم با آن لشكر نيست ؟ حضرت فرمود : من أبو مسلم خولانى را قصد نداشتم ، مقصود من مردى بود كه در آخر الزمان از مشرق خروج مىكند و خداوند به وسيلهء او اهل شام را هلاك مىكند و ملك و سلطنت بنى اميّه را از آنها مىگيرد « 2 » . و معلوم است كه مراد حضرت و خطاب او به أبو مسلم خراسانى بوده است ،
هامش
( 1 ) - « مناقب » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 422 و ص 423 و « بحار الانوار » طبع كمپانى ج 9 ، ص 584 و ص 585 از « مناقب » . ( 2 ) - « مناقب » ، ج 1 ، ص 421 و « بحار الانوار » ج 9 ، ص 584 از « مناقب » .