« على دَرِ شهر علم پيامبر است . شما براى ورود در آن شهر ، غير از على كسى را مجوئيد ، كه با آن در آن شهر وارد شويد ( كه هرگز نتوانيد داخل شد چون اين شهر دَرِ دگرى ندارد ) و بنابراين از رفتن در بيابان خشك و لم يزرع دست برداريد ( كه اگر از غير على پيروى كنيد ، شما را در وادى بَرَهوت و جهل مىسپارد و دستخوش ضلالت و هلاكت مىكند . بيائيد در شهر علم و از دَرِ آن داخل شويد تا سرشار و سرمست از علم و حكمت گرديد ! ) »
و سيّد إسمعيل حِمْيرى گويد :
مَنْ كَانَ بَابَ مَدِينَة الْعِلْمِ الَّذِى * ذَكَرَ النُّزُولَ وَ أسَرَّ الْأنبَاء « 1 » . . .
« على است دَرِ شهر علم ، كسى كه ظاهر و نزول قرآن را بيان كرد ، و ليكن خبرهاى پشت پرده و پنهان را مخفى داشت و ذكر نكرد ، ( مگر براى آن دَرِ شهر كه از همهء علوم پيامبر چه ظاهر و چه باطن و چه تفسير و چه تأويل خبر دارد . ) »
و ابن حَمَّاد گويد :
بَابُ الْإلَهِ تَعَالَى لَمْ يصِلْ أحَدٌ * إلَيهِ إلَّا الَّذى مِنْ بَابِهِ يلِج « 2 »
« على دَرِ معرفت و لقا و رضوان خداوند متعال است ؛ و كسى به خداوند و اصل نمىشود مگر آن كسى كه از دَرِ خداوند كه على است داخل شود . »
و همچنين گويد :
هَذَا الْإمَامُ لَكُمْ يعْدِى يُسَدِّدُكُمْ * رُشْدًا وَ يُوسِعُكُمْ عَلْمًا وَ أدَبَا 1 « 3 »
إنِّى مَدِينَةُ عِلْمِ اللهِ وَ هْوَ لَهَا * بَابٌ فَمَنْ رَامَهَا فَلْيقْصُدِ الْبابا 3 .
« 1 - پيامبر گفت : اين است بعد از من إمام شما كه شما را بر راه رشد و كمال استوار مىكند ، و محكم و پا برجا مىدارد ، و علم و آداب شما را گسترش مىدهد و فراخ مىكند .
2 - حقًّا من شهر علم خدا هستم ؛ و على براى آن شهر دَرِ آن است ؛ بنابراين كسىكه قصد اين شهر را دارد ، بايد از دَرَش وارد شود . »
هامش
( 1 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 262 . و شمارهء ( 1 ) در ديوان حميرى ، ص 58 ، سطر أوّل است .
( 2 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 262 . و شمارهء ( 1 ) در ديوان حميرى ، ص 58 ، سطر أوّل است .
( 3 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 262 . و شمارهء ( 1 ) در ديوان حميرى ، ص 58 ، سطر أوّل است .