حائلى نباشد غلط است . در علوم و فنون طبيعى همچون طبّ ، و رياضيّات ، و هيئت ، و نجوم ، و فيزيك و شيمى ، و معدن شناسى ، و فلاحت و كشاورزى و دامدارى و دامپرورى ، و ساختمان با حساب دقيق مقاومت مصالح ، و دارو سازى و گياه شناسى ، و ماشين ، و تكنيك و برق و غيرها ، همه را بايد از أهلش آموخت ، و نزد استادان آنها با داشتن شرائط لازم رفت و ممارست نمود ، و تمرين كرد تا به نتيجه رسيد .
هيچكس از پيش خود چيزى نشد * هيچ آهن خنجر تيزى نشد
هيچ حلوائى نشد استاد كار * تا كه شاگرد شكر ريزى نشد
در علوم اصطلاحيّه : فقه ، و اصول و حديث و دِرايّه ، و رجال ، و صرف ، و نحو ، و بهطور كلّى عربيّت كه مجموعاً دوازده علم است ، « 1 » و در تفسير ، و قرائت ، و حكمت و فلسفه ، و عرفان نظرى ، و غيرها بايد نزد خبرهء فنّ رفت و از آنها آموخت . اينها درهاى آن بيوت هستند كه بدون آن وصول به آنها ميسور نيست .
در علوم أخلاق ، و تهذيب و تزكيه ، و تعليم و تربيت نفسانى ، و حكمت عملى و عرفان إلهى بايد نزد متخصّصين فنّ ؛ از علماء ربّانى علماءِ بالله و بأمر الله رفت ؛ و راه تهذيب نفس را آموخت و عمل كرد ؛ و بدون اين طريق ، آن مهمّ هيچ گاه حاصل نشود ؛ و جز گمراهى و سرگردانى عائد نگردد .
طىّ اين مرحله بى همرهى خضر مكن * ظلماتست بترس از خطر گمراهى
گل مراد تو آنگه نقاب بگشايد * كه خدمتش چو نسيم سحر توانى كرد
شبان وادى ايمن گهى رسد به مراد * كه چند سال به جان خدمت شعيب كند
« 2 »
هامش
( 1 ) - علوم عربيّت عبارتند از : علم لغت ، صرف ، نحو ، اشتياق ، معانى بيان ، حدود استدلال ، نظم ، نثر ، عروض ، قوافى ، در « مفاتح العلوم » تأليف أبويعقوب يوسف سكّاكى متوفّى درسنهء 626 از تمام اين علوم غير از علم لغت بحث كرده است . سكّاكى كتاب خود را تقسيمبندى نموده ، قسمت اوّل را راجع به علم صرف و قسمت دوّم را راجع به علم نحو و قسمت سوّم را راجع به علم بيان كه شامل معانى و بيان و بديع است قرار داده است . و قسمتهاى بعدى را راجعبه بقيّهء علوم عربيّت تقسيم بندى كرده است . ( در « كشف الظنون » ج 2 ، ص 1762 ، راجع به كتاب « مفتاح العلوم » مطالب مفصّلى را آورده است )
( 2 ) - همه اين ابيات از خواجه حافظ شيرازى است كه در غزلهاى متعدّدى آورده است ؛ و نظير اين مفاد در ديوان او بسيار است