بدن است . و ليكن نيكوئى و برّ ، براى كسى است كه از شواغل حواسّ و هواجس خيال و پندار ، و وساوس نفس پرهيز كند ! و در خانههاى دل از درهاى باطنيهء آن كه پهلوى روح و حقّ است وارد شويد ! زيرا كه در خانهء دل همان راهى است كه از آنجا به سوى حقّ راهى گشوده مىگردد و از خدا بپرهيزيد ؛ از اشتغال به آنچيزهائى كه شما را از خدا باز مىدارد
لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و در اين صورت اميد است كه شما به فلاح و رستگارى فائز آئيد . « 1 »
روايات وارده در تفسير برهان در معناى بيوت و أبواب آنها
و در « تفسير برهان » علاوه بر دو روايتى كه ما از « تفسير الميزان » آورديم ؛ روايات عديدهء ديگرى را مىآورد :
از جمله از محمّد بن حسن صَفَّار با سند خود از أسْود بن سعيد كه گفت : من در نزد حضرت باقر عليه السّلام بودم ، او بدون آنكه من پرسش نموده باشم ، ابتدا به سخن كرده گفت : نَحْنُ حُجَّةُ اللهِ ! وَ بَابُ اللهِ ! وَ نَحْنُ لِسَانُ اللهِ ! وَ نَحْنُ وَجْهُ اللهِ ! وَ نَحْنُ عَينُ اللهِ ! وَ نَحْنُ وُلَاهءُ أمْرِ اللهِ فِى عِبَادِهِ !
« ما حجّت خدا هستيم ، و ما دَرِ خدا هستيم ، و ما زبان خدا هستيم ، و ما وجه خدا هستيم ، و ما چشم خدا هستيم ، و ما واليانِ أمر خدا هستيم در ميان بندگانش . »
و از جمله آنكه از طبرسى در « احتجاج » از أصْبَغ بن نُبَاته روايت كرده است كه او گفت : من در نزد أمير المؤمنين عليه السّلام نشسته بودم كه ابْنِ كَوَّآ آمد و گفت : يا أمير المؤمنين ! معناى اين سخن خدا كه مىگويد .
هامش
( 1 ) - : جزء أوّل ص 117 از تفسيرى كه به نام الشيخ الأكبر العارف بالله العلّامة محيى الدّين بن عربى طبع شده است . و ليكن حضرت استاد گرامى ما : آيه الله علّامه سيد محمّد حسين طباطبائى رضوان الله عليه مىفرمودند : مرحوم آيه الحقّ و سند العرفان : حاج ميرزا على قاضى رضوان الله عليه مىگفتند كه : اين تفسير متعلّق به ملّا عبد الرّزّاق قاسانى است زيرا كه عبارات و اصطلاحاتش بعينها عبارات و اصطلاحات اوست و نسبتش به محيى الدين عربى غلط است . انتهى و أنا أفول : در هر جا كه در تفسير « روح البيان » مطلبى از ملّا عبد الرّزّاق كاشانى نقل مىكند ، بعينه عبارت آن ، همان عبارت اين تفسير است . بنابراين گفتار مرحوم قاضى در غايت إتقان است ، شاهد و از باب نمونه آنچه را كه در « روح البيان » از كاشانى در تفسير آيه :وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍنقل كرده است ، حرفاً به حرف با اين تفسير تفاوتى ندارد ، فراجع .