تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
آنكه أنواع حرفه‌ها و صنايع را از راه خودشان كه تعلّم و فراگيرى را از عالم به اين فنون باشد ، بايد أخذ كرد ، و اقتدار و توانائى براى عمل به اينها را بايد با ممارست و تكرار عامل آن به دست آورد . و مثل آنكه فنون و صناعات علميّه را بايد از همان طرق و وجوه وصول به آنها كه أخذ و ياد گرفتن از عالم به آنها باشد ، و درس خواندن در نزد او و بحث و تعلمّ و تمرين فرا گرفت . و مثل آنكه علوم و أعمال إلهيّه را از وجوه خودشان كه أخذ از عالم إلهى باشد ؛ و ممارست در نزد او و تعليم او بدست آورد . پس عمده در طلب امور ، طلب اين وجوهى است كه ذكر شد . و عمده در طلب آخرت و علوم إلهيه ، طلب عالِم إلهى است كه مُجاز و منصوب باشد از خداوند بدون واسطه و يا واسطه و يا با وسائطى ، و بعد از شناختن او ، تسليم شدن در برابر تعليم و تربيت او ، نه أخذ از پدران و اقران و همنوعان و مشاهدات و عمل به رسوم و عادات . زيرا كه در أخبار و آيات مذمّت كسانى كه گفته‌اند :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ .
« 1 » « ما پدران خود را در مقصود و روشى يافته‌ايم ؛ و ما هم در پيروى آن خصائص ، راه يافتگانيم . » وارد شده است . و بنابراين كسى كه در علمش و عملش تأمّل ننمايد كه از چه كسى أخذ مىكند و عالم إلهى را هم با كمترين مرتبهء تميز و تشخيص كه گفتارش مطابق كردارش باشد ، تميز و تشخيص ندهد . چنين كسى مطرود و مبغوض خواهد بود ، چه آنكه خود عالمى مفتى و مقتداى امّت قرار گيرد . و يا جاهلى باشد كه از سواقط و بيمايگان به شمار آيد . « 2 » و در تفسير ملّا عبد الرّزّاق كاشانى آورده است كه : نيكوئى و برّ آن نيست كه در دل هايتان از پشتِ دل وارد شويد ، يعنى از طرق حواسّ خود و معلومات خود كه از مشاعر بدنيّه گرفته شده است ، زيرا كه پشتِ دل آن‌جهتى است كه پهلوى
هامش
( 1 ) - « آيه 22 ، از سورهء 43 : زخرف » و در « آيه 23 ، از سورهء 43 : زخرف » نيز آمده است :إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ .( 2 ) - تفسير « بيان السَّعادة » طبع سنگى ، ص 97