بزرگوارى او بهجائى رسيده است كه من بايد در اين حال با زينتهائى كه مرا نيكو كرده ، و با باز بودن موضع دستبند و النگوى خود ، از او استقبال نمايم ؟ ! »
پيامبر گفت : يا امّ سَلَمَةَ ! إنَّ طَاعَتِى طَاعَةُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ . قَالَ : مَنْ يطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللهَ . « 1 » قُومِى يا امَّ سَلَمَةَ فَإنَّ بَالْبَابِ رَجُلًا لَيسَ بِالْخَرِقِ وَ لَا النَّزِقِ وَ لَا بِالْعَجِلِ فِى أمْرِهِ ، يحِبُّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ، وَ يحِبُّهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ . يا ام سلمة إنه إن تفتحى الباب له فلن يدخل حتى يخفى عليه الواء !
« اى امّ سَلمَه ! إطاعت از من ، إطاعت از خداى عزّ و جلّ مىباشد . خدا مىگويد : كسى كه از رسول خدا إطاعت كند حقًّا از خدا إطاعت كرده است ! برخيز اى امّ سلمه ! در پشت در مردى است كه در او ضعف رأى و سوء تصرّف و تندى و شتاب نيست ؛ و در او عجله از روى جهل و حماقت هم نيست ؛ و در امور خود نيز شتابزده نيست . او خدا و رسول او را دوست دارد ؛ و او را نيز خدا و رسول او دوست دارند . اى امّ سلمه تو اگر در را به روى او بگشائى ، داخل منزل نمىشود ؛ تا اينكه تو در را باز كنى و برگردى بطورىكه صداى گامهايت پنهان شود . »
امّ سَلمَه در را گشود ، و آن مرد داخل نشد مگر وقتىكه امّ سَلمَه از ديدگان او پنهان شد ، و صداى گامهايشان نيز به گوش نمىرسيد . در اين حال كه آن مرد احساس حركتى براى امّ سَلمَه نكرد ، در را فشار داد و داخل شد .
و بر پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم سلام كرد ، و پيامبر سلام او را جواب داد ، و گفت : اى امّ سَلمَه آيا اين مرد را مىشناسى ؟ امّ سَلمَه گفت : آرى ! اين است عَلِى بنُ أبى طَالبٍ .
فَقَالَ رَسُولُ الله صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ : نَعَمْ هَذَا عَلِى سِبط لَحْمُهُ بِلَحْمِى ؛ وَ دَمُهُ بِدَمِى ؛ وَ هُوَ مِنِّى بِمَنْزِلَهءِ هَرُونَ مِنْ مُوسَى إلَّا أنَّهُ لَا نَبِى بَعْدِى .
يا امّ سَلَمَةَ ! هَذَا عَلِى سَيدٌ مُبَجَّلٌ ، مُؤمَّلُ الْمُسْلِمِين ؛ وَ أمِيرُالْمُؤمِنِينَ ؛ وَ مَوْضِعُ سِرِّى وَ عِلْمِى ؛ وَ بَابِى الَّذى أوِى إلَيهِ ؛ وَ هُوَ الْوَصِى عَلَى أهْلِ بَيتِى وَ عَلَى
هامش
( 1 ) - « آيه 80 ، از سورهء 4 : نسآء » و در قرآن كريم « مَنْ » بدون واو است .