تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
آن عالم به او گفت :
فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً * فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها
. « 1 » « پس اگر از من همراهى و پيروى نمودى ؛ از هيچ چيز از من مپرس تا من خودم ابتدائاً از آن چيز براى تو سخن به ميان آورم ! و بنابراين مواعده ، هر دو به راه افتادند ؛ تا زمانى كه در كشتى سوار شدند ، آن عالِم ، كشتى را سوراخ كرد . » و البتّه اين خَرْق و سوراخ كردن ؛ كشتى براى رضاى خداوند عزّ و جلّ بوده و براى مصلحت سواران و أهل كشتى بود ، و ليكن در نزد موسى عليه السّلام موجب خشم او و فساد سواران بود ، فلهذا موسى عليه السّلام نتوانست بر اين حادثه شكيبا باشد ، و آن ضمانتى را كه خضر از او گرفته بود ، ترك كرد و گفت :
أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً
. « 2 » « آيا تو كشتى را سوراخ كردى ، تا اينكه سرنشينان آن را غرق كنى ؟ حقّاً و تحقيقاً كار عجيب و زشتى را بجا آوردى ؟ » عالم به او گفت :
أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً
« 3 » « آيا مگر من به تو نگفتم كه : تو هيچ گاه استطاعت تحمّل و شكيبائى با مرا ندارى ؟ ! » موسى گفت :
لا تُؤاخِذْنِي بِما نَسِيتُ وَ لا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً
« 4 » « بر آنچه من فراموش نموده‌ام مؤاخذه مكن ، و در أمر من ، تكليف ما لا يطاق و مشكل به من منما ! » عالم از او صرف نظر كرد و از مؤاخذه رفع يد كرد .
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ
. « 5 » « آن دو باز به راه افتادند ، تا زمانىكه پسر بچّه‌اى را ديدار كردند ؛ و خضر او را
هامش
( 1 ) - « آيه 70 ، از سورهء 18 : كهف »قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي- الأية . ( 2 ) - « آيه 71 ، از سورهء 18 : كهف »قالَ أَ خَرَقْتَها- الأية . ( 3 ) - « آيه 72 از سورهء 18 : كهف »قالَ أَ لَمْ أَقُلْ- الأية . ( 4 ) - « آيه 73 ، از سورهء 18 : كهف »قالَ لا تُؤاخِذْنِي- الأية . ( 5 ) - « آيه 74 ، از 18 : كهف »فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً- الأية .