الْأخْيارِ مِنْ امَّتى ؛ وَ هُوَ أَخى فِى الدُّنْيا وَ الْأخِرَةِ ؛ وَ هُوَ مَعِى فِى السَّنَآءِ الْأعْلَى . إشْهدِى يا امَّ سَلَمَةَ : أنَّ عَلِيا يقَاتِلُ النّاكثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ !
« در اين حال رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسّلم گفت : آرى اين على است كه گوشت او با گوشت من ، و خون او با خون من آميخته شده است ؛ و نسبت او با من مانند نسبت هرون است با موسى بدون نبوّت .
اى امّ سَلمَه اين است على سيّد مُعَظَّم ، پناه و آرزوى مسلمانان ، و امير و سالار مؤمنان ، و قرارگاه سِرِّ من و علم من ، و دَرِ من است كه من در آنجا فرود مىآيم ، و آرامش پيدا مىكنم ، و اوست وصىّ من بر أهل بيت من ؛ و بر نيكان از امَّت من ؛ و اوست برادر من در دنيا و در آخرت ؛ و او با من است در بلندترين مقام از رفعت و درخشش . اى امّ سَلمَه گواه باشد كه على با سه گروه شكنندگان بيعت ( أصحاب جَمَل ) و ستم پيشه گان ( أصحاب صفّين ) و خارج شدگان از دين ( أصحاب نَهْرَوان ) كارزار مىكند ! »
ابن عبّاس گفت : و كشتن على اين جماعتها را براى رضاى خدا بوده است ؛ و براى صلاح حال امَّت بوده است ، ولى براى أهل ضلالت و گمراهى موجب خشم و غضب آنها مىشده است .
مرد شامى گفت : اى ابن عبّاس ! ناكثين چه كسانى هستند ؟
ابن عبّاس گفت : آنان كه با على در مدينه بيعت كردند ، و سپس بيعت را شكستند ، و در بصره على با آنها جنگ كرد . آنها أصحاب جَمَل مىباشند ؛ و قَاسِطين معاويه و ياران او هستند ، و مارِقين أهل نَهْرَواناند و همراهان آنها .
شامى گفت : يا بْنَ عَبّاسٍ ! مَلَأتَ صَدْرِى نُورًا وَ حِكمَةً ؛ وَ فَرَّجْتَ عَنِّى فَرَّجَ اللهُ عَنْك ! أشْهَدُ أنَّ عَلِيا مَوْلَاى وَ مَوْلَى كلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ . « 1 »
« اى پسر عبّاس ! سينهء مرا سرشار از نور و حكمت نمودى ! و عقدهء مرا گشودى ، خداوند عقده ات را بگشايد ! من شهادت مىدهم كه على امام و صاحب اختيار من و امام و صاحب اختيار هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنهاى است . »
هامش
( 1 ) - « المحاسن و المساوى » ج 1 ، ص 65 تا ص 68 .