تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
مردم بود ، موسى به او گفت :
لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً . قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ
. « 1 » « كاش براى اين عملت كه ديوار را تعمير نمودى ، مزدى در برابر آن مىگرفتى ! خضر گفت : اين مرحله ديگر نوبت جدائى و فراق بين من و تو است ! » و آن عالم ، أعلم بود به آن چه مىكرد از موسى عليه السّلام ، و ليكن اين كارهاى حقّ او بر موسى گران آمد ؛ و آنها را بزرگ و خطا شمرد ، زيرا كه علم و عرفان به اين امور را نداشت ؛ در حالى كه او پيغمبر مرسل از اولُو العزم بود ؛ و از آنان بود كه خداوند عزّ و جلّ از او براى نبوّتش عهد و پيمان گرفته بود . و با وجود اين حقايق ، إى برادر شامى ما ، تو و طائفهء تو و ياران تو در كجا هستند ؟ و در چه حالى هستند ؟ و چه مىپندارند ؟ على عليه السّلام نكشت مگر آن كس را كه مستحقّ كشته شدن بود ؛ و قتلش حلال بود .

روايت وارده از امّ سَلمه در حديث منزله و فضائل أمير المؤمنين عليه السّلام

و من براى تو داستانى را بيان مىكنم : رسول خدا عليه السّلام در نزد امّ سَلمَه دختر أبى امَيّه بود كه در آن وقت على عليه السّلام مىخواست بر پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد شود ، آهسته در را زد ، و رسول خدا در زدن او را شناخت و گفت : اى امّ سَلَمه ! برخيز و در را باز كن ! امّ سلمه گفت : يا رَسُولَ اللهِ ! مَنْ هَذَا الَّذى يبْلُغُ خَطَرُهُ أنْ أسْتَقْبلَهُ بِمَحاسِنِى وَ مَعاصِمِى ؟ ! « اى رسول خدا ! اين مرد كيست كه مقدار عظمت و
هامش
( 1 ) - بقيهء « آيه 77 و آيه 78 : سوره كهف »قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً- الآية .