تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
محضر علم حضور بهم رسانيد ؛ علم خودش جائى نمىرود ! عمر گفت : مرد بزرگى از بنى هاشم ، و باقيمانده از علم است ؛ بايد به‌سوى او رفت و او نمىآيد . بنابراين عمر به نزد على ( در مزرعه و باغى كه در خارج از مدينه مشغول بيل زدن بود ) رفت ؛ و ديد كه او بر بيلش تكيه داده است . آنچه مىخواست بپرسد ، پرسيد و على پاسخش را داد . عمر گفت : اى على ! قوم تو از تو به غير تو عدول كردند و به غير تو گرويدند و حقًّا تو أحقّ به مقام خلافت بودى ! أمير المؤمنين عليه السّلام گفت : روز فصل خصومت در قيامت ، وعده گاه ماست ! » يُونُس از عُبَيْد روايت كرده است كه : حَسن گفته است عمر بن خطّاب گفت : اللَّهُمَّ إنِّى أعُوذُ بِك مِنْ عَضِيهَةٍ « 1 » لَيْسَ لَهَا عَلِىٌ عِنْدِى حَاضِرًا . « خداوندا من پناه مىبرم به تو از هر بهتان و دروغى كه براى كشف آن ، على در نزد من حضور نداشته باشد . » در إبَانهء ابن بَطَّه وارد است كه عُمَر در هر مسأله‌اى كه برايش مشكل ميشد ، و از على مىپرسيد ، و اشكالش حلّ ميشد ، و گره مسئله بر او گشوده مىشد ، مىگفت : لَا أبْقَانِى اللهُ بَعْدَك ! « 2 » « خدا مرا پس از تو زنده نگذارد . » و در تاريخ بلاذرى است كه : لَا أبْقَانِى اللهُ لِمُعْضَلَةٍ لَيسَ لَهَا أبُو الْحَسَنِ . « 3 » « خداوند مرا در مشكله‌اى كه براى من پيش آيد ، و براى حلّ آن أبوالحسن نباشد ، زنده نگذارد . »
هامش
( 1 ) - در « تعليقه » گويد : مجلسى در بيانى كه در ذيل حديث در كتاب « بحار الأنوار » آورده است گفته است كه : عضيهه به معناى بهتان و كذب است ، و اين غريب است و معروف در اين مورد معضله است و سپس گفتار جزرى را در « نهايه » آورده است كه : از اين قبيل است قول عمر : أعوذُ بِالله مِن كلّ معضلهء ليس لها أبوحسن ( ع ) تا آخر بحثى كه كرده است آنگه معلّق گويد : العضيهة ، بر وزن فعليهء از عضهء به معناى بهت است اصل آن عضههء بوده ، لام آن حذف شده همچنانكه در سنهء لام الفعل حذف شده است ؛ كما ذكره فى النّهاية و در حديث بيعت وارد شده است كه : لا يعضه بعضنا بعضاً اى لا يرميه بالعضيمة و آن بهتان و كذب است و من نيافتم غير جزرى را كه اين لفظ را با اين وزن استعمال كنند حتى فيروز آبادى را . انتهى . أقول : در « قاموس » گويد : عَضَهَ بر وزن مَنَع عَضْهًا : دروغ گفت ( 2 ) - « مناقب » ، ج 1 ، ص 259 . ( 3 ) - « مناقب » ج 1 ص 259 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 39 | السيد محمد حسين الطهراني