أنصارى ، و ابن عَبّاس ، و ابن مَسْعُود ، و زَيدُ بن صوحَان ، از على متابعت كردند ؛ و از او دور نشدند مگر زَيد بن ثابِت و أبومُوسى و معَاذ و عُثْمَان ؛ و همگى اينها نيز معترف به علم ، و برترى و زيادى او در علم او بودهاند . « 1 »
نقّاش در تفسير خود گويد : ابن عبّاس گويد : على علمى را داشت كه رسول خدا به او آموخته بود ؛ و به رسول خدا ، خداوند تعليم نموده بود ؛ پس علم پيغمبر علم خداست ؛ و علم على از علم پيغمبر است ؛ و علم من از علم على است ؛ و علم من و علم همهء أصحاب محمّد در برابر علم على نيست مگر مانند قطرهاى در برابر هفت دريا . « 2 »
ضحّاك گويد : از ابن عبّاس وارد است كه : به على بن أبى طالب نُه دهم از علم داده شده است ؛ و در آن يك دهم ديگر نيز على ، أعلم آنها بوده است . « 3 »
و در « أمالى » طوسى آمده است كه : أمير المؤمنين عليه السّلام به جماعتى مرورشان افتاد كه در ميان آنها سَلمان بود . سلمان به آن جماعت گفت : برخيزيد ! و دامن او را بگيريد ! سوگند به خدا كه از سِرّ پيغمبرتان صلّى الله عليه و آله و سلّم كسى غير از او ، به شما خبر نمىدهد ! « 4 »
و در « أمالى » ابن بابويه آمده است كه : محمّد بن منذر گفت كه : از أبُو أمامَه شنيدم كه مىگفت : على چون چيزى مىگفت ، در آن شكّ نداشت ؛ و اين به جهت آن بود كه ما از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيديم كه مىگفت : خَازِنُ سِرِّى بَعْدِى عَلِى « 5 » « خزانه دار سِرِّ من پس از من على است . »
و حميرى گويد :
وَ عَلِىٌ خَازِنُ الْوَحْى الَّذى * كانَ مُسْتَوْدَعَ ءاياتِ السُّوَرْ « 6 »
« و على خزانه دار وحى خداوندى است ؛ آنكه آيات سُوَر قرآنى در نزد او به وديعت و أمانت سپرده شده است ، و او پاسدار و نگهبان و حافظ آن امانت و وديعت است . »
از يحْيى بن مُعين با إسناد خود از عَطآءِ بن أبى رياح روايت است كه از او
هامش
( 1 ) - « مناقب » ج 1 ، ص 258 و ص 259 .
( 2 ) - « مناقب » ج 1 ، ص 258 و ص 259 .
( 3 ) - « مناقب » ، ج 1 ، ص 258 و ص 259 .
( 4 ) - « مناقب » ج 1 ، ص 258 و ص 259 .
( 5 ) - « مناقب » ج 1 ، ص 258 و ص 259 .
( 6 ) - « مناقب » ، ج 1 ، ص 258 و ص 259 .