« نه سوگند به خدا كه مراد از عالم به كتاب در اين آيه ، عبد الله بن سلام نيست ؛ و نيست آن عالم مگر على بن أبى طالب عليه السّلام . هر آينه تحقيقاً على عالم به تفسير و تأويل و ناسخ و منسوخ و حلال و حرام قرآن بوده است . »
و از ابن حَنَفِيّه روايت است كه : علم كتاب أوّل و آخر در نزد على بن أبى طالب عليه السّلام است . « 1 »
و اين روايت را نَطَنْزِى در « خصآئص » روايت نموده است .
و از امور محال است كه خداوند تعالى به يكنفر يهودى ( عبد الله بن سلام ) استشهاد كند ؛ و او را رديف دوّم از ذات اقدس خودش به شمار آرد .
و گفتار خداوند كه :
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ ،
« 2 » موافق است در عدد حروف أبجدى ، با گفتار ابن عبّاس كه : كلَّا ، انْزِلَ فِى أمير المُؤمِنِينَ عِلِى . « أبداً اينطور نيست . اين آيه راجع به أمير المؤمنين على فرود آمده است » زيرا تعداد حروف هر يك از آن دو ، هشتصد و هفده مىباشد .
و عَونى گويد :
وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكتَابِ وَ عِلْمُ مَا * يكونُ وَ مَا قَدْ كانَ عِلْمًا مُكتَمَا
« على آن كسى است كه در نزد او علم كتاب و علم به امور آينده ، و علم به امور گذشته ، از علوم مخفيّه موجود است . »
و أبومُقاتل بن داعى عَلَوى گويد :
وَ إنَّ عِنْدَك عِلْمَ الْكوْنِ أجْمَعِهُ * مَا كانَ مِنْ سَالِفٍ مِنْهُ وَ مُؤَتَنَفِ
« و تحقيقاً در نزد تو اى على ، علم مجموعهء عالم تكوين ، چه آنها كه گذشته ، و چه آنها كه هنوز نيامده است ، موجود است . »
و نصر بن منتصر گويد :
وَ مَنْ حَوَى عِلْمَ الْكتَابِ كلَّهُ * عِلْمَ الَّذِى يأْتِى وَ عِلْمَ مَا مَضَى
« عى آن كسى است كه علم تمام كتاب آفرينش را در خود دارد ؛ علم آنچه
هامش
( 1 ) - آيه 43 ، از سورهء 13 : رعد
( 2 ) - « مناقب » ج 1 ، ص 258 .