إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ .
« 1 »
« و گفتند آن كسانى كه به آنها علم و ايمان داده شده است ( به مجرمانى كه در روز قيامت قسم مىخورند كه غير از يك ساعت توقّف نكردهاند ) كه تحقيقاً شما در كتاب آفرينش خدا ، تا روز رستاخيز توقّف كرده ايد ! و اين است روز رستاخيز ! و ليكن حال شما اينطور بود كه اين توقّف و درنگ را نمىتوانستيد بفهميد » اينطور ذكر كرده است كه او چنين گفته است كه : گاهى انسان مؤمن است ، ولى عالم نيست ؛ و سوگند به خدا كه براى على هر دوى آنها : عِلْم و إيمان با يكديگر جمع شدهاند . « 2 » « و گويندهء اين گفتار در روز قيامت ؟ به مجرمين على بن أبى طالب عليه السّلام است .
هيچكس مانند أمير المؤمنين عليه السّلام ، عالم به كتاب خدا نبوده است .
و محمّد بن مسلم و أبوحمزهء ثمالى و جابربن يزيد از حضرت باقر عليه السّلام ؛ و على بن فَضَّال و فُضَيل بن يسار و أبوبصير از حضرت صادق عليه السّلام ، و أحمد بن محمّد بن حلبى و محمّد بن فضيل از حضرت رضا عليه السّلام روايت كردهاند . و همچنين از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام و از زيد بن على و از محمّد بن حنفيّه و از سلمان فارسى ، و از أبوسعيد خُدْرى ، و از اسمعيل سدّى ، روايت شده است كه در تفسير آيه كريمهء :
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
« 3 »
« بگو اى پيغمبر كه كافى است كه گواه بين من و شما خداوند است ، و آن كسى كه در نزد او علم كتاب است » گفتهاند كه مراد از مَنْ عنده علم الكتاب ، على بن أبى طالب عليه السّلام است .
و از ابن عبّاس روايت شده است كه : لَا وَ اللهِ مَا هُوَ إلَّا عَلِى بْنُ أبِيطالبٍ عَلَيهِ السَّلَامُ لَقَدْ كانَ عَالمًا بِالتَّفْسِيرِ وَ التَّأوِيلِ وَ النَّاسِخِ وَ الْمَنْسُوخِ وَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ . « 4 »
هامش
( 1 ) - آيه 56 ، از سورهء 30 : الرّوم
( 2 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، طبع سنگى ، ج 1 ، ص 257
( 3 ) - . آيه 43 ، از سورهء 13 : رعد . و ما در جلد چهارم از « إمام شناسى » در درسهاى پنجاه و دو و پنجاه و سه ، بحث كافى در تفسير اين آيه كريمه آوردهايم
( 4 ) - « مناقب » ج 1 ، ص 258 .