« على صحيحترين قضاوت كننده در ميان شماست على فقيهترين شماست ! و داناترين فرد از أفراد امَّت من به كتاب خداست ؛ و على با حقّ است و حقّ با على است ؛ هر جا كه على برود حقّ با او مىرود ؛ و هر جا على بگردد ؛ حقّ با او مىگردد ؛ و من شهر علم و دانش هستم ؛ و على دَرِ اين شهر است . »
در اينصورت ما در تبعيّت از على حجّت عقلى و شرعى داريم ؛ و در روز قيامت اگر خداوند تعالى در موقف حساب و عرصاتِ قيامت ، از ما مؤاخذه كند كه چرا خلفاى انتخابى پيروى نكرديد ؟ ما اين احاديث مستفيض و متواترى را كه در صدورش از رسول خدا جاى هيچگونه شكّ و ترديدى نيست يكايك براى خدا مىخوانيم ؛ و مىگوئيم : طبق همين أحاديث و سفارشهاى رسول الله ، ما در پيروى از على ، در حقيقت از خود رسول خدا پيروى كردهايم .
و أمّا اگر از على پيروى نكنيم ؛ و از ديگرى پيروى كنيم ؛ و خداوند در روز قيامت از ما مؤاخذه كند ؛ كه چرا از غير على پيروى كردهايد ، و چرا سنّت و منهاج على را ترك كرده ايد ؟ و به سراغ راه و روش غير او رفتهايد و آنگاه اين احاديث را يكايك براى ما بخواند ، ما در جواب حضرت حقّ چه خواهيم گفت ؟
اين مرد سنّى هيچ پاسخ مرا نگفت ؛ و مدّتى شايد پنج دقيقه طول كشيد كه ساكت بود و در فكر فرو رفته بود كه ما به منزل رسيديم ؛ و ماشين توقّف كرد و من خداحافظى كردم و پياده شدم .
اين مرد هم از آن در ماشين پياده شده و چشمى به محلّ سكونت ما كه در طبقهء دوّم عمارتى نو ساز بود و در طبقهء زيرين مغازهء بزرگ نان كعك و شيرينى پزى بود ، دوخت ؛ و به رفقاى ما كه از وانت پياده شدند ، رو كرد و گفت : هَذَا عَالِمٌ جَلِيلٌ لَا تَتْرُكوهُ ( اين مرد دانشمندى بزرگوار است ؛ دست از او بر مداريد ! )
و به حقير گفت : إنشآء الله در اينجا به نزد شما مىآيم ، ولى در ظرف آن دور روزىكه ما در آن منزل بوديم ؛ و سپس به جدّه براى مراجعت آمديم ؛ ديگر ما او را نديديم . و الحمدُ لله . « 1 »
هامش
( 1 ) - حاكم در « مستدرك » ج 3 ، ص 135 با سند متّصل خود از علقمة بن عبد الله روايت كرده است كه : -