مريض شود ، و احتياج به عمل جرّاحى داشته باشد ؛ به چه طبيبى مراجعه مىكنيد ؟ به طبيب و استادى كه از همه حاذقتر باشد ؟ و يا به هر طبيبى گرچه در درجهء أعلاى از حذاقت نباشد ؟ با فرض آنكه شما به هر دو نفر از آنها دسترسى داريد و مراجعهء به هر يك براى شما إمكان دارد ؟
گفت : واضح است كه به شخص استادتر و طبيب ماهرتر مراجعه مىكنيم .
گفتم : إماميّه يعنى شيعهء قائل به خلافت بلافصل على بن أبى طالب عليه السّلام ، نيز بر همين أساس و قاعده از او تبعيّت مىنمايند ، و أحكام دين خود را بعد از ارتحال رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم از او أخذ مىكنند .
گفت : آن خلفاى ديگر داراى فضل و سابقهء جهاد و هجرت بودهاند ؛ و به كتاب الله علم و اطّلاع داشتند .
گفتم : اينك كه ما در صدد نفى فضل و سابقهء جهاد ، و هجرت و علم به كتاب الله نيستيم ، و من هم در اين سخنم ردّى از آنها براى شما نياوردم ! ما مىگوئيم : عَلىّ أفْضَل است ؛ و أعْلَم است ؛ و بايد انسان به أعْلَم رجوع كند و از او پيروى نمايد . شيعه از روز نخستين بر اين أصل از على پيروى كرد ؛ بدون آنكه فضل و شرف أصحاب مؤمن و مجاهد و فداكار در راه رسول خدا را انكار كند .
در جائى كه در نزد همه مسلّم است و در كتب معتبره و صحاح آمده است كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرموده است : عَلِى أَقْضَاكمْ ، عَلِى أفْقَهُكمْ ؛ وَ أَعْلَمُ امَّتى بِكتابِ اللهِ ، « 1 » و عَلِى مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِى حَيثُمَا دَارَ ، وَ أَنا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِى بَابُهَا .
هامش
( 1 ) - شيخ الإسلام حَمُّوئى در « فرائد السمطين » ، ج 1 ، ص 97 در باب 18 ، روايتى را از قدوة الحكماء الرّاسخين : نصير الدّين محمّد بن محمّد بن حسن طوسى با دو سند ، أوّل از إمام برهان الدين محمّد بن محمّد حمدانى قزوينى ، و ديگر از دائى خودش : إمام نور الدّين على بن محمّد شعبى ، هر يك از آن دو با سلسلهء سند متّصل خود از عبّاد بن عبد الله از سلمان فارسى از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است كه فرمود : أعلم امَّتى مِنْ بَعْدِى عَلىّ بن أبى طالبٍ . « داناترين و دانشمندترين امَّت من پس از من ، على بن أبى طالب است . »
و اين حديث را خوارزمى در « مناقب » از طبع سنگى ص 49 ، و از طبع حروفى ص 40 و در « مقتل الحسين » ( ع ) ج 1 ، ص 40 آورده است