و پس از قرآئت چند آيه ديگر در فضيلت أصحاب ، گفتم : ما هميشه در دعاهاى خود ، اين آيه را مىخوانيم كه شامل أصحاب رسول خدا نيز مىشود :
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ .
« 1 » و « 2 »
و بر أصحاب رسول خدا دعا مىكنيم و مانند پدر و برادر ، بلكه بالاتر به آنها نظر داريم .
آنگاه او هم شروع كرد به خواندن چندين آيه از قرآن دربارهء محاسن أصحاب ، و معلوم بود كه شخص مطّلع و خبير ، و به آيات قرآن و محلّ استشهاد به آنها كاملًا وارد بود .
در اينوقت گفت : پس چرا شما خلفاى بعد از رسول خدا را قبول نداريد ؟ !
گفتم : براى آنكه على بن أبى طالب أفضل و أعلم از آنها بود ؛ و هر عاقلى مىگويد : انسان در امور مهمّ خود بايد به أعلم و أفضل مراجعه كند . بالاخصّ در امور خطير و عظيم . چه أمرى از امور دينى بالاتر است و مهمّتر است كه سعادت و شقاوت إنسان بدان مربوط است ؟ من به شما مىگويم اگر اين سَيّارهء شما ( ماشين شما ) خراب شود طبعاً شما به چه كسى رجوع مىكنيد ؟ به شخصى كه استادتر است ؛ و از فنّ مكانيك اتومبيل سر رشته بيشتر دارد ؟ و يا به هر كس كه بگويد : من اطّلاع دارم ، گرچه از او اشتباهاتى هم ديده باشيد ؟ ! اگر بچّهء شما
هامش
- محكم شود و از آن پس قوى و درشت گردد و درست و راست بر روى ساقهء خود قرار گيرد ، به طورىكه دهقانان از اين رشد و نموّ به شگفت در آيند براى آنكه خداوند بهواسطهء قوّت و قدرتى كه پيدا كردهاند كافران را به خشم و غضب در آورد . خداوند به آن دستهاى از ايشان كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند ، مغفرت و پاداش عظيمى رحمت مىفرمايد . »
( 1 ) - نيمهء دوم از آيه 10 ، از سورهء 59 : حشر
( 2 ) - و صدر آيه اين است :وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَو بنابراين معناى تمام آيه اين مىشود كه : « و آن كسانى كه بعد از آنها ( فقراء از مهاجرين و بعد از انصار كه قبل از مهاجرين ، مدينه را خانهء ايمان كردند ) آمدند ؛ مىگويند : « بار پروردگارا بيامرز و غفران خود را شامل حال ما و برادران ما كه در ايمان بر ما سبقت گرفتند بنما ! و در دلها و انديشههاى ما حقد و حَسد و غش نسبت به آنان كه ايمان آوردند قرار مده ! حقًّا و تحقيقاً تو روؤف و مهربانى ! »