تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
( « هر كس مردم را به سوى خود بخواند و دعوت به خويشتن كند در حالىكه در آن جماعت كسى باشد كه از او داناتر است ؛ او بدعت گذار و گمراه است . » ) درست به خاطر دارم در سنه يكهزار و سيصد و نود چهار هجريّه قمريّه كه سفر سوّم حقير به بيت الله الحرام براى حجّ بود و منزل ما در ( كُدا - مَسْفَلَة ) « 1 » بود
هامش
- امّا صغرى آنكه : در « الغدير » ، ج 6 ، ص 268 و ص 269 از حافظ عاصمى در كتاب « زين الفتى فى شرح سورة هل أتى » از أبوطفيل روايت كرده است كه او گفت : من در نماز بر جنازهء ابوبكر حاضر شدم و سپس جمع شديم و با عمر بن خطّاب بيعت كرديم و چند روزى درنگ كرديم و در مسجد به نزد عمر رفت و آمد داشتيم تا او را أمير المؤمنين نام نهادند و يك روز كه ما در نزد او نشسته بوديم ؛ ناگهان يك مردم يهودى از يهود مدينه آمد كه چنين مىدانستند او از اولاد هرون برادر حضرت موسى ( ع ) است . اين مرد يهودى در برابر عمر ايستاد و گفت : يا أمير المؤمنين ! كداميك از شما به پيغمبرتان و به كتاب پيغمبرتان از همه داناتر هستيد ؟ ! عمر اشاره به أمير المؤمنين عليه السّلام نمود و گفت : هذا أعلم بنبّينا و بكتاب نبيّنا « اين مرد از همهء ما به پيغمبر ما و به كتاب پيغمبر ما داناتر است . » يهودى گفت : أكذاك انت يا على ؟ « آيا همين‌طور است ، و تو اى على از همه أعلم هستى ؟ » حضرت گفت : از هر چه مىخواهى بپرس ! تا آخر روايت كه مفصّل است و يهودى به دست آن‌حضرت ايمان آورد و مسلمان شد . و امّا كبراى مسأله روايتى است كه حافظ نور الدّين أبوبكر هيثمى در « مجمع الزوائد و منبع الفوائد » در ج 5 ، ص 211 ، در باب حقّ الرّعية و النُّصح لها آورده است كه ابن عبّاس از رسول خدا ( ص ) در ضمن روايتى آورده است كه : وَ مَن تولّى من أمر المسلمين شيئاً فاستعمل عليهم رجلًا و هو يعلم أنّ فيهم من هو أولى بذلك و أعلم منه بكتاب الله و سنّهء رسوله فقد خان الله و رسوله و جميع المؤمنين - الحديث . « و كسى كه مقدارى از امور مسلمانان را به عهده گيرد و متصدّى شود آنگاه بر آنان بگمارد مردى را و بداند كه در ميان مسلمانان كسى كه سزاوارتر به اين أمر و داناتر و أعلم از آن مرد به كتاب خدا و سنت رسول خداست وجود دارد ، او تحقيقاً به خدا و رسول خدا و تمام مؤمنان خيانت كرده است . » از ضميمه نمودن اين دو روايت به‌دست مىآوريم كه طبق اعتراف خود عمر ، أمير المؤمنين ، أعلم امَّت بوده است و تصدّى او مقام ولايت مسلمانان را با وجود آن‌حضرت خيانت به خدا و رسول خدا و جميع مؤمنان بوده است ( 1 ) - كُدا - با ضمّهء كاف و قصر - نام محلّه‌اى است در جنوب مكّه ؛ و مستحبّ است حاجى پس از أعمال حجّ كه مىخواهد از مكّه بيرون آيد از ثنيّهء كدا يعنى از عقبه و گردنهء كُدا خارج شود ، همچنان‌كه كداء با فتحهء كاف و مدّ نام محلّه‌اى است در شمال مكّه و مستحبّ است حاجى قبل از ورود به مكّه از ثنيّهء كَداء يعنى از گردنهء كداء داخل شود . و مَسْفَله به معناى أسْفَل است يعنى پائين‌ترين محلّ در مقابل مَعْلاة كه به معناى أعلى است يعنى بالاترين محل . و از همين جهت به قبرستان أبوطالب كه در شمال مكّهء ( قديم ) واقع است مَعْلَى گويند .