در سورههاى هفتگانه طِوال ، « 1 » و در كتاب خدا ، آيات دهشت انگيز بسيار است . »
كعب گفت :
إنَّ لَهَا حَقَّاً عَلَيْكَ يَا رَجُل * تُصِيبُهَا مِنْ أرْبَعِ لِمَنْ عَقَلْ
فَأعْطِهَا ذَاكَ وَدَعْ عَنْكَ الْعِلَلْ
« براى كسى كه داراى فكر و انديشه است ؛ از براى اين زن هم خداوند حقّى قرار داده است إى مرد كه اين زن ، از هر چهار شب ، بايد يك شب به حقّ خودش برسد . بنابراين حقّ را به او بده ، و عذر و اعتذار را رها كن ! »
كَعْب بن سَوْر به عمر گفت : إى أمير مؤمنان ! إنَّ اللهَ أحَلَّ لَهُ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَلَهُ ثَلَاثَةُ أيّامٍ وَ لَيَالِيهِنَّ يَعْبُدُ فِيهَا رَبَّهُ ؛ وَ لَهَا يَوْمٌ وَ لَيْلَةٌ .
« خداوند براى او ازدواج با زنان را حلال فرموده ، تا چهار تا . دو تا دو تا و سه تا سه تا . و چهار تا چهار تا . بنابراين سه روز و سه شب حقّ اوست كه در آنها پروردگارش را عبادت كند ؛ و يك روز و يك شب حقّ اين زن است .
عمر گفت : وَ اللهِ مَا أعْلَمُ مِنْ أىِّ أمْرَيْكَ أعْجَبُ ؟ ! امِنْ فَهْمِكَ أمْرَهُمَا ، أمْ مِنْ حُكْمِكَ بَيْنَهُما ؟ اذْهَبْ فَقَدْ وَلَّيْتُكَ قَضَاءَ الْبَصْرَةِ « 2 »
« سوگند به خدا نمىدانم كداميك از دو أمر تو شگفتآورتر است ؟ آيا اينكه مشكله آنان را فهميدى ؛ و يا از اينكه اين گونه حكم بين آنها نمودى ؟ ! برو ، و من قضاوت استان بصره را به تو واگذار كردم ! »
هامش
( 1 ) - مراد از سورههاى طِوال ، هفت سورهء بزرگ از أوّل قرآن بوده است كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آنها را سورهء طوال ناميد ؛ و عبارتند از : « بقره ، آل عمران ، نساء ، مائده ، أنعام ، أعراف ، يونس » . عثمان در وقت جمع آورى قرآن به واسطهء آنكه سورهء أنفال و توبه را به جهت آنكه بسم الله ندارد ، هر دو را در يك سورهء طويل پنداشت ؛ و در كتاب « قرآن » آن دو را بر سورهء يونس مقدم داشت ؛ لهذا در نزد او اين دو سوره ، سورهء طِوال محسوب مىشدند . ولى چون به او اعتراض كردند كه : رسول خدا سورهء يونس را بعد از سورهء أعراف قرار داده است ؛ و آن را جزءِ سور طوال شمرده است ، جوابى نداشت كه بگويد ؛ و گفت : من از اين قرار داد رسول خدا مطّلع نبودم . ( « مهر تابان » : يادنامهء علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه ، بخش دوّم ، ص 89 ، و ص 90 . )
( 2 ) - « شرح نهج البلاغهء » ، از طبع دار إحياء الكتب العربيّة ؛ با تحقيق محمّد ابوالفضل إبراهيم ، ج 12 ، ص 46 و ص 47 و طبع بيروت ، دار المعرفة ، ج 3 ، ص 105 .