تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
مؤمنان ؛ شوهر من روزها را روزه مىدارد و شبها را به عبادت و نماز قيام دارد ؛ و من با وجود آنكه مىبينم او به طاعت خدا مشغول است ؛ ناپسند دارم كه از او شكايت كنم ؛ عمر گفت : شوهر تو شوهر خوبى است . زن باز مطلب خود را با همان عبارت تكرار مىكرد ، و عمر نيز همان جواب را به او تكرار مىنمود . كعب بن سَوْر گفت : اى أميرمؤمنان ! اين زن از شوهر خود ، و دورى كردن او از فراش وى ، و عدم خلطه و آميزش شِكوه دارد ! عمر اينك دريافت و متفطّن شد كه زن چه مىخواهد بگويد ؛ و به كعب بن سَور گفت : اينك من حُكْم بين اين زن و شوهرش را به تو واگذار كردم . كَعْب گفت : شوهرش را بياوريد ! شوهرش را آوردند . كَعْب به شوهر گفت : اين زوجهء تو از تو شكايت دارد ! شوهر گفت : در چه چيزى شكايت دارد ؛ در طعام و غذا ؛ و يا در آشاميدنى ؟ ! كعب گفت : نه ! زن گفت :
أيُّهَا الْقَاضِى الْحَكيمُ رَشَدُهْ * ألْهَى خَلِيلى عَنْ فِرَاشى مَسْجِدُهْ زَهَّدَهُ فِى مَضْجَعِى تَعَبُّدُهْ * نَهَارُهُ وَ لَيلُهُ مَا يُرْقِدُهْ فَلَسْتُ فِى أمْرِ النِّسَاء أحْمَدُهْ
« اى قاضى كه رشاد و راه يافتگى و استقامت او از روى علم و حكمت و سَداد است ؛ مسجد و عبادت‌گاه خليل و دوست من ، او را از فراش و رختخواب من ، منصرف كرده است . تعبّد او در روزها و شب‌هاى او ، او را بى رغبت كرده است كه در خوابگاهِ من وارد شود . بنابراين من در امور زنانگى شاكر از او نيستم . » شوهرش گفت :
زَهَدَنِى فِى فَرْشِهَا وَ فِى الْحَجَلْ * أنِّى امْرُءٌ أذْهَلَنِى مَا قَدْ نَزَلْ فِى سُورَةِ النَّمْلِ وَ فِى السَّبْعِ الطِّوَل * وَ فِى كتَابِ اللهِ تَخْوِيفٌ جَلَل
« بودن من مردى كه آيات نازلهء الهيّه او را از غير ياد خدا به فراموشى و نسيان كشانده است ؛ مرا از داخل شدن در فراش او در اطاق‌هاى زينت كرده و آئين بستهء نو عروسان ، بى رغبت كرده است . در خواندن و تدبّر كردن در سوره نَمْل ، و