تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
أكْرَهُ الْحَقَّ ، وَ أُحِبُّ الْفِتْنَةَ ، وَ أشْهَدُ بِمَا لَمْ أرَهُ ، وَ أحْفَظُ غَيْرَ الْمَخْلُوقِ ، وَ اصَلِّى عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ ، وَلِى فِى الْأَرْضِ مَا لَيْسَ لِلّهِ فِى السَّمَاءِ . حال من اين‌طور است كه : « صبح كرده‌ام در حالتى كه حقّ را مكروه و ناپسند دارم ؛ و فتنه را دوست دارم ؛ و شهادت مىدهم به چيزى كه او را نديده‌ام . و حفظ كرده‌ام چيزى را كه مخلوق نيست ؛ و نماز مىخوانم بدون وضوء ، و براى من در زمين آن چيزى است كه براى خدا در آسمان نيست . » عمر به غضب در آمد ؛ و چون كار فورى و عجله‌اى داشت ، فوراً از نزد او رفت . و به جهت اين گفتارى را كه از حُذَيْفه شنيده بود ، قصد داشت او را آزار كند . در راه كه مىرفت به عَلِى بن أبى طالب برخورد كرد ، و حضرت غضب را در چهره‌اش مشاهده نمود ؛ و به او گفت : اى عمر سبب غضبت چيست ؟ ! عمر گفت : حُذيْفَة بْنُ الْيمَان را ملاقات كرده‌ام ؛ و از او پرسيده‌ام حالت چطور است ؟ ! او گفت : حالم اين طور است كه صبح كرده در حالى كه حقّ را مكروه و ناپسند دارم ! حضرت گفتند : راست گفته است : يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ هُوَ حَقُّ . او مرگ را مكروه و ناپسند دارد با آنكه حقّ است . عمر گفت : او گفت : فتنه را دوست دارم ! حضرت گفتند : راست گفته است : يحب المال و الولد ؛ و قد قال الله تعالى :
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ .
« 1 » « او مال و فرزند را دوست دارد ؛ و خداوند گويد : اين است و جز اين نيست كه أموال شما و أولاد شما فتنه‌اند . » عمر گفت : يَا عَلِى ! او مىگويد : وَ أشْهَدُ بِمَا لَمْ أَرَهُ « من شهادت مىدهم به چيزى كه او را نديده‌ام . » حضرت گفتند : راست مىگويد ؛ او شهادت مىدهد به وَحدانيّت خدا ، و مرگ ، و بعث قيامت و بهشت و آتش ، و صراط و حُذَيْفه هيچ يك از آنها را نديده است . عمر گفت : يا عَلِى او مىگويد : من حفظ كرده‌ام غير مخلوق را . حضرت گفتند : راست گفته است ؛ او كتاب خداى تعالى را حفظ كرده است و آن
هامش
( 1 ) - « آيه 15 ، از سورهء 64 : تغابن » :إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ .