غير مخلوق است . « 1 » عمر گفت : او مىگويد : من بدون وضوء نماز خواندهام ! حضرت گفتند : راست گفته است ، او بر پسر عموى من : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم صلوات فرستاده است بدون وضوء ؛ و صَلَوات بر او جايز است .
عمر گفت : يا أبا الْحَسَن ! حُذيفه چيزى گفته است كه از همهء اينها بزرگتر است . حضرت گفتند : آن كدام است ؟ عمر گفت : او مىگويد : در زمين چيزى را دارم كه خدا در آسمان ندارد . حضرت گفتند : راست مىگويد : او زَنْ دارد و خداوند از داشتن زن و فرزند برتر است .
عمر گفت : كَادَ يَهْلِكُ ابْنُ الْخَطَّابِ ، لَوْ لَا عَلِىُّ بْنُ أبيطالِبٍ . « 2 »
« اگر على بن أبى طالب نبود ؛ نزديك بود كه پسر خطّاب هلاك بشود . »
و نظير اين روايت را نه از حُذَيفه ، بلكه از مردى كه نزد عمر آمد ؛ و چنين و چنان گفت و أمير المؤمنين عليه السّلام رفع اشكال در كلام او را نمودند ، ابن صَبَّاغ مالِكى آورده است . و در خاتمهء آن وارد است كه عمر گفت : أعُوذُ بِاللهِ مِنْ مُعْضَلَةٍ لَا عَلِىَّ لَهَا . « 3 » . . . « من پناه مىبرم به خدا در مشكلهاى كه پيش آيد و على براى حلّ آن نباشد . »
و از سعيد بن مُسَيِّب آورده است كه : كَانَ عُمَرُ يَقُولُ : اللّهُمَّ لَا تُبْقِنِى لِمُعْضَلَةٍ لَيْسَ فِيهَا أَبُو الْحَسَنِ ؛ وَ قَالَ مَرَّةً : لَوْ لَا عَلِىُّ لَهَلَك عُمَرُ . « 4 »
« عمر حالش اين طور بود كه مىگفت : خداوندا مرا باقى مگذار ، در مشكلهاى كه پيش آيد ؛ و أبوالحسن در آن مشكله نباشد ؛ و يك بار گفت : اگر على نبود ، عمر هلاك شده بود » .
زنى به عمر شكايت كرد كه : شوهر من شب زنده دار است ؛ روزها روزه
ابن أبى الحديد گويد : زنى به نزد عمر بن خطّاب آمد و گفت : اى أمير
هامش
( 1 ) - اين قسمت گفتار باطلى است كه بعداً طرفداران به عدم مخلوقيّت قرآن ، براى انتصار عقيده و مذهب به حديث بستهاند . )
( 2 ) - « كفاية الطالب فى مناقب على بن أبى طالب » ، طبع مطبعهء حيدريّه نجف ، سنهء 1390 هجرى ، ص 218 و ص 219 .
( 3 ) - - « الفُصُول المُهِمّة » ، طبع مطبعهء عدل ، نجف ، ص 17 .
( 4 ) - - « الفُصُول المُهِمَّة » ، طبع مطبعهء عدل ، نجف ، ص 17 .