تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
چقدر است ؟ ! عمر برخاست ؛ و آمد در حلقه‌اى از مردم كه در ميان آنها مرد أصْلَع ( كسى كه سرش مو ندارد ) بود ؛ و از آن أصْلَع پرسيد . او با إشارهء گفت : دو تا . عمر هم رو كرد به آن دو نفر ؛ و گفت : بايد دو حيض عدّه نگهدارند . يكى از آن دو نفر به عمر گفت : ما به حضور تو آمده‌ايم ؛ و تو اميرمؤمنان هستى ؛ و از طلاق كنيز از تو پرسش نموديم ؛ آنگاه تو آمدى به نزد مردى و از او پرسيدى ! سوگند به خدا كه او هم با تو سخنى نگفت و با إشاره با دست خود ؛ به تو مطلب را فهماند ! عمر گفت : وَيْلَكَ أ تَدْرِى مَنْ هَذَا ؟ ! هَذَا عَلِىُّ بْنُ أبيطالِبٍ ! سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ : لَوْ أنَّ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضَ وُضِعَتْ فِى كَفَّةٍ وَ وُضِعَ إيمَانُ عَلِىٍّ فِى كَفَّةٍ لَرَجَحَ ايمَانُ عَلِى . « اى واى بر تو ! آيا مىدانى اين چه كسى است ؟ ! اين على بن أبى طالب است ؟ من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت : اگر آسمان‌ها و زمين در كفّه‌اى قرار گيرد ؛ و ايمان على در كفّهء ديگر قرار گيرد ؛ هر آينه ايمان على ترجيح دارد . » و اين حديث را مَصْقَلة بن عبد الله نيز روايت نموده است . عبدى شاعر أهل بيت گويد :
إنَّا رُوينَا فِى الْحَدِيثِ خَبَرَا * يَعْرِفُهُ سَايرُ مَنْ كَانَ رَوَى 1 أنَّ ابْنَ خَطَّابٍ أتَاهُ رَجُلٌ * فَقَالَ : كَمْ عِدَّةُ تَطْلبِقِ الْإمَا 2 فَقَالَ : يَا حَيْدَرُ كَمْ تَطْلِيقَةٌ * لِلْأمَةِ اذْكرْهُ فَأوْمَى الْمُرْتَضَى 3 بِإصْبَعَيْهِ فَثَنَى الْوَجْهَ إلَى * سَائِلِهِ قَالَ : اثْنَتَانِ وَ انْثَنَى 4 قَالَ لَهُ : تَعْرِفُ هَذَا ؟ قَالَ : لَا * قَالَ لَهُ : هَذَا عَلِىُّ ذُو الْعُلَا « 1 » 5
1 - « ما در قسمت حديث ، خبرى برايمان روايت شده كه تمام روايان حديث از آن خبر دارند . 2 - و آن خبر اين است كه : مردى به نزد پسر خطّاب آمد و گفت : مقدار عدّه‌اى را كه بايد كنيزان در طلاق نگهدارند چقدر است ؟ ! 3 - پسر خطّاب گفت : اى حَيْدَر ! مقدار عدّهء طلاق كنيز چقدر است ؟ بيان
هامش
( 1 ) - « مناقب » ، طبع سنگى ، ج 1 ، ص 500 .