« اگر اين مرد و زن ، سنّت رسول خدا را نمىدانستند كه : نبايد در عِدّه نكاح نمايند ؛ مهريّهاى را كه مرد براى زن مقرّر داشته است ؛ به او مىرسد ؛ در مقابل تمتّعى كه از او برده و حِلِّيّتى كه از او براى اين مرد حاصل شده است . و ليكن چون نكاح در عدّه باطل است ؛ بايد بين آن دو نفر جدائى انداخت ؛ تا عدّه سپرى شود . حال كه زن از عدّهء خود بيرون آمد ، اين مرد همانند مردان ديگر مىتواند از او خواستگارى كند .
پس از اين واقعه عمر به خطبهء خود مردم را مخاطب ساخت ؛ و گفت : هر جائى كه حكمش را نمىدانيد ؛ و از روى جهل انجام دادهايد ، آن را به سنّت برگردانيد ؛ و معاملهء عمل صحيح با او بنمائيد ؛ و خودش نيز به رأى و فتواى على عليه السّلام بازگشت نمود » .
امتناع فضّه از مقاربت ؛ و گفتار عمر : شعره من آل أبى طالب أفقه من عدى
و از همين قبيل است آنچه را كه جَاحِظ از نَظَّام در كتاب « فُتْيَاى » خود آورده است كه : عَمْرو بن دَاوُد از حضرت صادق عليه السّلام ذكر كرده است كه : براى حضرت فاطمه عليها السّلام كنيزى بود كه به او فضّه مىگفتند . بعد از شهادت حضرت فاطمه ، آن كنيز به على عليه السّلام ارث رسيد ؛ و آن حضرت او را به ازدواج أبُو ثَعْلَبَهء حَبَشِىّ در آوردند .
أبُو ثَعْلَبَه اين كنيز را استيلاد نموده ؛ يعنى از او پسرى آورد . و پس از متولّد شدن اين پسر أبوثَعْلَبَه از دنيا رفت ؛ و سپس او را أبُومَلِيك غَطْفَانِىّ به نكاح خود در آورد ؛ و پس از اين نكاح ، پسرش كه از أبوثعلبه بود ، نيز از دنيا رفت و فضّه
هامش
- حرمت ابدى نمىآورد و آن دو نفر بعد از انقضاى عدّه مىتوانند با هم تزويج كنند ؛ و أمّا اگر با علم به حرمت داشته باشد ؛ و يا اگر جهل دارد ، دخول كرده باشد موجب حرمت أبدى مىشود و اين دو نفر بعد از منقضى شدن عدّه هم نمىتوانند با هم عقد نكاح ببندند ؛ و ما كه اين روايات را در اينجا آورديم نه از جهت آن است كه به مضمون و محتواى آن قائليم ؛ زيرا از جهت سند در نزد ما معتبر نيستند . بلكه همانطور كه جدّ ما علّامهء مجلسى رضوان الله عليه در « بحار » ج 9 ، ص 478 گفته است : إنَّما ذكر ذلك مع مخالفته لمذاهب الشّيعة فى كونه خاطباً من الخطّاب : لبيان اعترافهم بكونه عليه السّلام أعلم منهم - انتهى . اين روايت را ذكر كرديم با وجود آنكه با مذاهب شيعه در خصوص اين فقرهء آن بعد از انقضاى عدّه با وجود دخول در عدّه مىتواند زن را خواستگارى كند ، مخالفت دارد . براى آنكه بفهمانيم : عامّه خودشان اعتراف دارند كه : أمير المؤمنين عليه السّلام أعلم است از ايشان .