تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
مرد فقيرى درآوردى كه مال ندارد ! » رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : زَوَّجْتُكِ أقْدَمَهُمْ سِلْمًا ؛ وَ أعْظَمَهُمْ حِلْمًا ؛ وَ أكْثَرَهُمْ عِلْمًا . ألَا تَعْلَمِينَ أنَّ اللهَ اطَّلَعَ إلَى الْأرْضِ إطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا أبَاكِ ، ثُمَّ اطَّلَعَ إلَيْهَا ثَانِيَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا بَعْلَكِ ! « من تو را در ازدواج كسى درآوردم كه إسلام او از همهء مردم جلوتر بود ؛ و حلمش از همهء مردم عظيم‌تر بود ؛ و علمش از همه افزون‌تر بود . آيا نمىدانى كه خداوند به سوى بسيط زمين نظرى افكند ؛ و پدرت را اختيار و انتخاب كرد ؛ و سپس نظرى افكند ؛ و شوهرت را اختيار و انتخاب نمود ؟ ! » اين روايت را أحمد در « مسند » آورده است . خبر بيست و چهارم : پس از مراجعت از غزوهء حُنَين چون آيه :
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
نازل شد ؛ پيامبر بسيار سُبْحَانَ اللهِ ، أسْتَغْفِرُ اللهَ مى گفت ؛ و سپس گفت : يَا عَلِىُّ إنَّهُ قَدْ جَاءَ مَا وُعِدْتُ بِهِ ؛ جَاءَ الْفَتْحُ ، وَ دَخَلَ النَّاسُ فِى دِينِ اللهِ أفْوَاجًّا . وَ إنَّهُ لَيْسَ أحَدٌ أحَقَّ مِنْكَ بِمَقَامِى ، لِقِدَمِكَ فِى الْإسْلَامِ ، وَ قُرْبِكَ مِنِّى ، وَ صَهْرِك ، وَ عِنْدَكَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ ؛ وَ قَبْلَ ذَلِكَ مَا كَانَ مِنْ بَلاءِ أبى طَالِبٍ عِنْدِى حِينَ نَزَلَ الْقُرْأنُ ؛ فَأنَا حَرِيصٌ عَلَى أنْ أُرَاعِىَ ذَلِكَ لِوَلَدِهِ . « اى على ! به درستى كه آنچه به من وعده داده شده بود ، رسيد ! فتح و ظفر از جانب خدا رسيد ؛ و مردم فوج فوج ، و دسته دسته ، در دين خدا داخل شدند . و حقّاً و تحقيقاً هيچيك از مردم ، سزاوارتر از تو ، به مقام من نيست ، به جهتِ قِدْمَت تو در إسلام ، و نزديكى تو به من ؛ و دامادى تو ، و در نزد تو فاطمه سيّدة و سالار زنان عالميان است ، و از همهء اينها پيشتر و مقدّم‌تر ، آن شدائد و ابتلائات و مصائبى است كه به خاطر حفظ من بر پدرت أبوطالب رسيد در مكّه ؛ چون قرآن نازل شد ؛ و من بسيار ميل دارم كه حقّ وى را در پسرش مراعات كنم ! » اين روايت را أبواسحق ثَعْلَبّى در تفسير قرآن آورده است . ابن أبى الْحَديد پس از بيان اين بيست و چهار خبر گويد : بدان كه ما اين اخبار را در اينجا ذكر كرديم ، به علّت آنكه بسيارى از كسانى كه از على عليه السّلام انحراف دارند ؛ چون بر گفتار او در « نهج البلاغهء » و غير آن بگذرند ، كه متضمّن