تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
اين سخن به سمع آن حضرت رسيد ؛ جماعتى از آنها را گرد آورد ، و گفت : إنَّ قَائلًا قَالَ : لَقَدْ أطَالَ الْيَوْمَ نَجْوَى ابْنِ عَمِّهِ ، أمّا إنِّى مَا انْتَجَيْتُهُ ؛ وَ لَكِنَّ اللَهَ انْتَجَاهُ . « گوينده‌اى گفته است : امروز نجواى خود را با پسر عمّش طول داده است ، آگاه باشيد : من با او نجوى نكرده و به پنهانى سخن نگفته‌ام ؛ و ليكن خداوند با او نجوى كرده و سخن به پنهان گفته است ! » اين حديث را أحمد در « مسند » نقل كرده است . خبر بيست و دوّم : أخْصِمُكَ يَا عَلِىُّ بِالنُّبُوَّةِ فَلَا نُبُوَّةَ بَعْدِى ؛ وَ تَخْصِمُ النَّاسَ بِسَبْعِ ، لَا يُجَاحِدُ فِيهَا أحَدٌ مِنْ قُرَيْشٍ : أنْتَ أوَّلُهُمْ إيمَانًا بِاللهِ ؛ وَ أوْفَاهُمْ بِعَهْدِاللهِ ؛ وَ أقْوَمُهُمْ بأمْرِ اللَهِ ؛ وَ أقْسَمُهُمْ بِالسَّوِيَّةِ ؛ وَ أعْدَلُهُمْ فِى الرَّعِيَّةِ ؛ وَ أبْصَرُهُمْ بِالْقَضِيَّةِ ؛ وَ أعْظَمُهُمْ عِنْدَ اللهِ مَزِيةً ! « 1 » « اى على ! در مقام شمارش مزيّت و برترى ، من به سبب نبوّت بر تو غلبه دارم ؛ زيرا كه بعد از من عنوان نبوّت براى كسى نيست ؛ و تو در مقام شمارش مزيّت و برترى ، با هفت خصلت و صفت ، بر مردم غلبه دارى ، به طورى كه يك نفر از قريش را توان آن نيست كه آنها را انكار كند : تو أوّلين آنها هستى در إيمان به خداوند ؛ و وفا كننده‌ترين آنها هستى به عهد و ميثاق خداوند ؛ و قيام كننده‌ترين آنها هستى به أمر خداوند ؛ و بهترين و عادل‌ترين قسمت كنندهء بالسَّويّه هستى در ميان آنها ؛ و دادورترين و با ميزان‌ترين آنها هستى در حكم و إمارت نمودن در بين رعيّت ؛ و با بصيرت‌ترين و بيناترين آنها هستى در حكم و قضاوت ، در مسائلى كه پيش مىآيد ، و مورد خلاف قرار مىگيرد در بين آنها ؛ و بزرگترين و عظيم‌ترين آنها هستى از جهت مزيّت و شرف و برترى در نزد خداوند ! » اين خبر را أبُو نُعَيم حافظ در « حلية الأولياء » ذكر كرده است . خبر بيست و سوّم : فاطمه گفت : إنَّك زَوَّجْتَنى فَقِيرًا لَا مَالَ لَهُ « تو مرا به ازدواج
هامش
( 1 ) - « حلية الأولياء » ، ج 1 ، ص 65 و 66 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 298 | السيد محمد حسين الطهراني