تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
شهادت أمكنه از أبوسعيد خُدْرى روايت مىكند ؛ و پس از آن گويد : فَقِيه أبُو اللَّيْث در كتاب « تنبيه الغَافِلين » روايت كرده است از أبوهارون عَبْدى از أبوسعيد خُدْرى رضى الله عنهما كه ما با عمر بن خطّاب در ابتداى خلافتش حجّ كرديم . و سپس داستان داخل شدن عمر را در طواف و مكالمهء عمر و جواب أمير المؤمنين را نقل مىكند ؛ و به دنبال آن آورده است كه : أمير المؤمنين به عمر گفتند : وَ لَوْ أنَّك قَرَأْتَ الْقُرءانَ وَ عَلِمْتَ مَا فِيهِ مَا أنْكَرْتَ عَلَىَّ ! « و اگر تو قرآن خوانده بودى ؛ و آنچه در آن است دانسته بودى ؛ در مقام إنكار و خلافِ من بر نمىآمدى ! » عمر گفت : اى أبوالحسن تأويل اين آيه از كتاب خدا چيست ؟ حضرت آيه
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ
را تا آخرش براى او خواندند ؛ آنگاه گفتند : چون ذرّيهء بنى آدم ، إقرار بر عبوديّت نمودند ؛ خداوند إقرار ايشان را در كاغذى نوشت ؛ و پس از آن اين سنگ را فرا خواند ؛ و آن نامه را در دهانش انداخت تا بخورد . فَهُوَ أمِينُ اللهِ فِى هَذَا الْمَكَانِ يشْهَدُ لِمَنْ وَافَاهُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ . « بنابراين حجر الْأسْود در اين مكان ( زاويهء كعبه ) أمين خداوند است ؛ و براى كسى كه با ايمان به خدا و وفاى به عهد او ، او را ديدار كند ؛ او در روز قيامت شهادت مىدهد . » عمر گفت : بَا أبَا الْحَسَنِ لَقَدْ جُعِلَ بَيْنَ ظُهْرَانِكُمْ مِنَ الْعِلْمِ غَيرُ قَلِيلٍ ! « إى ابوالحسن ! در ميان شما علم سرشارى قرار داده شده است ! » و همچنين محمّد بن يوسف شامى در كتاب « سَبِيلُ الْهُدَى وَ الرَّشَاد » كه مشهور به « سِيرَهء شَامِيَّه » است ، از خُجَنْدِى در كتاب « فَضَائل مكَّه » ، و از أبوالحَسَن القَطَّانِ در كتاب « الطُوَالَات » و از « حَاكم و بَيْهَقِىّ در « شُعَب » از أبوسعيد خُدْرىّ - رضى الله تعالى عنه - ، عين عبارات اين حديث را كه ما از حاكم آورديم ؛ روايت كرده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - « تشييد المطاعن » ، ج 2 ، ص 556 تا ص 558 از طبع افست طبع هند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 261 | السيد محمد حسين الطهراني