تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
حَسَناهُ ، وَ هُوَ وَ فَاطِمٌ أهْوَاهُمُ * حَقّاً وَ اوصِى بِالْهَوَى أعْقَابِى 14 « 1 »
1 - « آيا هيچ دو چشم تو ، جوانمردى را مانند أبوتراب ديده است كه : در محراب عبادت ، مرد رزمنده و جنگنده باشد ؟ 2 - خداوند فيضش را بر أبوتراب بريزد كه او شير بيشهء شجاعت و رزم بود ؛ و زينت محراب عبادت . 3 - او شمشير زنى بود كه شمشيرهايش همچون تير شهاب ، رونده و نافذ و آتش‌زا بود . او طعام دهنده‌اى بود كه ظرف‌هاى و كاسه‌هاى طعامش به وسعت حوض‌ها بود . 4 - حقّاً و حقيقتاً پيغمبر شهرى بود براى علومى كه داشت ؛ و على هادى نسبت به آن شهر ، مانند درى بود كه بايد وارد شد . 5 - اگر على نبود ، عُمَر از هيچ مشكلى بيرون نمىآمد ؛ و هيچ جواب راست و درستى را ارائه نمىكرد . 6 - در فضل و شرف على كه محقّ است و راه يافته به عرفان و أسرار إلهيّه ، هيچكس شكّ نمىكند مگر شخص گمراه و دغل پيشه و خيال انديشه . 7 - مولاى ما على مرتضى ، براى دوستان خود همچون عسل شيرين است ؛ و براى دشمنان همچون عصارهء تلخ و جانكاه درخت صاب . 8 - حقّاً و حقيقتاً على وصىّ رسول خدا ، موضع أسرار اوست ؛ در وقتى كه رسول خدا دهانه و أفسار به دهان مركب خود زده و آمادهء سفر شد . 9 - حقّاً و حقيقتاً وصىّ كه برادر رسول خدا : حضرت مصطفى است ؛ در دوران كودكى دامان خود را به لهو و لعب و بازى نيالود . 10 - از براى على ، مناقب و فضائلى است كه در آن فضائل مدح من فقط به ناحيه‌اى از آن رسيده است و أكثر آنها در پشت پرده مخفى است . 11 - إى كسى كه مرا به عشق و محبّت على ، عتاب مىنمائى ؛ من از روى صدق و خلوص عشق خود را زياد مىكنم ؛ تو هم عتابت را طولانى كن .
هامش
( 1 ) - « مناقب » خوارزمى » ، طبع سنگى ، ص 275 و ص 276 و از طبع مطبعهء حيدريّهء نجف ، ص 287 و ص 288 منتخبى است از سى و هشت بيت كه مجموع قصيده است .