عمر گفت : به كدام دليل ؟ على بن أبى طالب گفت : به كتاب خداوند تبارك و تعالى !
عمر گفت : اين در كجاى كتاب خداوند است ؟ على بن أبى طالب گفت : خداوند عزّ و جلّ مىگويد :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى .
« 1 » خلق الله آدم و مسح على ظهره فقررهم بأنه الرب و أنهم العبيد و أخذ عهودهم و مواثيقهم و كتب ذلك فى رق و كان لهذا الحجر عينان و لسان .
فَقَالَ لَهُ : افْتَحْ فَاك ! قَالَ : فَفَتَحَ فَاهُ فَألْقَمَهُ ذَلِك الرَّقَّ ؛ وَ قَالَ : اشْهَدْ لِمَنْ وَافَاك بِالْمُوافَاةِ يوْمَ الْقِيَمَةِ ؛ وَ إنِّى أشْهَدُ لَسَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ يقُولُ :
يؤْتِى يوْمَ الْقِيَمَةِ بِالْحَجَرِ الْأسْوَدِ لَهُ لِسَانٌ ذَلِقٌ يشْهَدُ لِمَنْ يسْتَلِمُهُ بِالتَّوْحِيدِ .
فَهُوَ يا أمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ! يضُرُّ وَ ينْفَعُ !
« و اى پيامبر ما ! ياد آورد وقتى را كه پروردگار تو ، از پشت فرزندان آدم ، ذريّه و نسل آنها را بر گرفت ؛ و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ ! همه گفتند : آرى ما به ربوبيّت و خداوندى تو گواهى مىدهيم ! براى آنكه در روز قيامت نگوئيد : ما از اين موضوع ( عرفان و توحيد خداوند ) غافل بوديم .
خداوند آدم را خلق كرد ؛ و بر پشت او دست ماليد ؛ و آنها را به اقرار و اعتراف داشت كه اوست پروردگار و بس ! و ايشان همگى بندگان او هستند . و عهدها و پيمانها را از ايشان گرفت ؛ و آن را در كاغذى نوشت ؛ و از براى اين سنگ دو چشم و يك زبان بود .
خداوند به او گفت : دهانت را باز كن ! حَجَرُ الْأسْوَد دهان خود را باز نمود ؛ و خداوند آن كاغذِ پيمان و عهد را در دهان او افكنده و به او خورانيد و به او گفت : هر كس به ديدار تو با ايمان به خدا و وفاى به عهد او آمده است ؛ تو دربارهء او در روز قيامت گواهى بده كه : به ديدار من با ايمان به خدا و وفاى به عهد او آمده
هامش
( 1 ) - « آيه 172 ، از سورهء 7 : أعراف » و تتمهء آن اين است :شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ .و در متن كتاب ، ترجمهء اين فقره نيز آورده شده است .