تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
عمر دست از تازيانهء او برداشت . در اين حال على عليه السّلام گفت : أهل و مصداق اين آيه نمىخورند و نمىآشامند مگر آن چيزى را كه خداوند بر آنها حلال كرده است ؛ و ايشان برادران ما بودند كه درگذشته‌اند . بنا براين اگر قُدَامَه بر دعواى حلّيّت خمر براى خود پافشارى كند ، و دست از گفتهء خود برندارد ، بايد او را به قتل برسانى ؛ و اگر بر حرمت آن إقرار كند ؛ بايد وى را تازيانه بزنى ! عمر گفت : چند تازيانه است ؟ ! على عليه السّلام گفت : چون شاربِ خَمْر به واسطهء خوردنش مَسْت مىشود ؛ و چون مَسْت شود ، هَذْيان مىگويد ؛ و چون هَذْيان بگويد ، افترى و تهمت مىزند ؛ به او حَدِّ مُفْتَرِى ( حدّ افترا زنندهء به زنا ) را جارى كن ! و عمر او را هشتاد شلّاق زد « 1 » شيخ مفيد در « إرشاد » و ابن شهرآشوب در « مناقب » گويند كه : عامّه و خاصّه داستان شرب خمر قُدَامَة بن مظعون و استدلال او را به آيه كريمهء نَفْى جُنَاح و تبرئهء عمر او را بيان كرده‌اند ؛ و مىگويند كه : چون خبر به أمير المؤمنين عليه السّلام رسيد ؛ آن حضرت به نزد عمر رفت و گفت : چرا إقامهء حدّ بر قُدَامَه نكردى دربارهء شرب خمرى كه كرده است ؟ ! عمر گفت : قُدَامَه اين آيه را قرآئت كرد ؛ و عمر آن را براى حضرت خواند . أمير المؤمنين عليه السّلام گفت : لَيْسَ قُدَامَةُ مِنْ أهْلِ هَذِهِ الْأيَةِ ، وَ لَا مَنْ سَلَك سَبِيلَهُ فِى ارتِكَابِ مَا حَرَّمَ اللهُ ، إنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّلِحَتِ لَا يسْتَحِلُّونَ حَرَامًا . « قُدامه از أهل اين آيه نيست ؛ و نه آن كسى كه بر خطِّ مشى او آنچه را كه خداوند حرام شمرده است ؛ مرتكب مىشود . كسانى كه إيمان آورده‌اند و أعمال نيكو انجام مىدهند ؛ حرام خدا را حلال نمىشمرند . » قُدامه را برگردان ! و از گفتارش توبه بده ! اگر توبه كرد ، حدّ شرب خمر بر او جارى كن ؛ و گر نه او را بكش ! زيرا در اين صورت مرتدّ شده و از ملّت إسلام بيرون
هامش
( 1 ) - « إيضاح » ، ص 195 و ص 196 .