تخريج و حكم به صحّت آن نموده است . « 1 » و « 2 »
استدلال قدامه بر حلّيّت خمر براى مؤمن و پذيرفتن عمر
و همچنين فضل بن شاذان در « احتجاج » خود بر عليه عامّه مىگويد : و شما روايت مىكنيد كه : چون قُدَامَةُ بْنُ مَظْعون « 3 » و « 4 » را كه شراب خورده بود ؛ و نزد عمر آوردند ؛ او أمر كرد تا وى را تازيانه بزنند ؛ قُدَامَه به او گفت : إى أمير مؤمنان ، حدّ شرب خمر بر من جارى نمىشود ؛ زيرا كه من از أهل اين آيه و موضوع و مصداق آن هستم كه مىگويد :
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ .
« 5 »
« براى كسانى كه إيمان آوردهاند ؛ و كارهاى نيكو را انجام مىدهند ، باكى نيست در آنچه را كه مىخورند ؛ در صورتى كه تقوى پيشه سازند ، و إيمان بياورند ؛ و كارهاى نيكو به جاى آورند ؛ و پس از آن تقوى پيشه سازند و إيمان بياورند ، و سپس تقوى پيشه سازند و احسان و نيكوئى كنند . و خداوند احسان كنندگان را دوست دارد . »
هامش
( 1 ) - « الغدير » ، ج 6 ، باب نوادر الأثر فى علم عمر ، ص 95 تا ص 99 ، شمارهء 5 .
( 2 ) - و اين بحث به واسطهء ثبوت اين قضيّه بين شيعه و عامّه از قديم الأيام تا امروز إدامه دارد ؛ و در كتب حديث و كلام و بالأخصّ در بحث إمامت ذكر شده است . مرحوم علّامهء مجلسى ، در ج هشتم « بحار الأنوار » طبع كمپانى ص 294 آن را طعن ششم از مطاعن عمر شمرده است ؛ و در اين بحث خوض كرده است و أقوال بسيارى از علماء عامّه را همچون فخر رازى و ابن أبى الحديد آورده است . و همچنين بحث تامّ و تمام آن در كتاب « تشييد المطاعن » ، ج 2 ، ص 700 تا ص 814 آمده است .
( 3 ) - قُدامه با ضمّهء ميم بر وزن ثُمامه است و مظعون بر وزن مفعول است كه از أصحاب معروف رسول الله بوده است .
( 4 ) - و در « أسدالغابة » ، ج 4 ، ص 198 گويد : قدامة بن مظعون بن حبيب بن وهب بن حذافة بن جمع القرشى الجمحى او را أبوعمرو و يا أبوعمر گويند . وى برادر عثمان بن مظعون است و دائى حفصة و عبد الله و فرزندان عمر بن خطّاب . و زوجهء او صفيّه دختر خطّاب بود . قدامة بن مظعون از سبقت گيرندگان در إسلام است با دو برادرش : عثمان و عبد الله فرزندان مظعون به حبشه مهاجرت كرده است و در غزوهء بدر و احد و ساير مشاهد با رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم حضور داشته است . و اين مطالب را عروه و ابن شهاب و موسى و ابن اسحق ذكر كردهاند .
( 5 ) - « آيه 93 ، از سورهء 5 : مائده »