إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ ، أيَّنَ الْأيْنَ ، فَلَا أيْنَ لَهُ ؛ وَ جَلَّ أنْ يَحْوِيَهُ مَكانٌ ؛ وَ هُوَ فِى كُلِّ مَكَانٍ بِغَيْرِ مُمَاسَّةٍ ؛ وَ لَا مُجَاوَرَةٍ ، يُحيِطُ عِلْمًا بِمَا فِيهَا ؛ وَ لَا يَخْلُو شَىءٌ مِنْهَا مِنْ تَدبيرِهِ .
« حقّاً و تحقيقاً خداى عزّ و جلّ ، مكان و ظرف را براى موجودات آفريد ؛ پس نمىتواند خودش داراى ظرف و مكان باشد ؛ و خداوند بزرگتر و أجلّ است از آنكه مكانى بتواند او را در برگيرد ! و او در هر مكانى است بدون آنكه با آن مكان تماسّ داشته باشد ؛ و يا در مجاورت آن قرار گيرد . علم خداوند إحاطه دارد به تمام موجوداتى كه در مكانها قرار دارند ؛ و هيچيك از آن موجودات از تدبير و اراده خداوند خالى نيستند . »
آنگاه أمير مؤمنان به آن مرد گفتند : من تو را اينك آگاه مىكنم به آنچه در بعضى از كتابهاى شما وارد شده است ؛ و آن بر آنچه را كه من براى تو گفتم ، گواه است ! اگر بدانى و بفهمى آيا ايمان مىآورى ؟ يهودى گفت : آرى !
أمير المؤمنين عليه السّلام گفتند : آيا شما در بعضى از كتب خود اينطور نيافتهايد كه : مُوسَى بنُ عِمْرَان على نبيّنا و آله و عليه السّلام روزى نشسته بود كه ناگاه فرشتهاى از جانب مشرق آمد ، و حضرت موسى به او گفت : از كجا آمدهاى ؟ ! گفت از نزد خداوند عزّ و جلّ !
و پس از آن فرشتهاى از جانب مغرب آمد ؛ و حضرت موسى به او گفت : از كجا آمدهاى ؟ ! گفت : از نزد خداوند عزّ و جلّ !
و سپس فرشتهاى آمد ، و گفت : من از آسمان هفتم ، از نزد خداوند عزّ و جلّ آمدهام ؛ و پس از آن نيز فرشتهء ديگرى آمد ، و گفت : من از هفتمين درجهء زيرين زمين ، از نزد خداوند تعالى آمدهام !
در اين حال مُوسَى عَلَى نَبِينَا وَ آلِهِ وَ عَلَيهِ السَّلَام گفت : سُبْحَانَ مَنْ لَا يَخْلُو مِنْهُ مَكَانٌ وَ لَا يَكُونُ مِنْ ( إلى نسخه بدل ) مَكَانٍ أقْرَبُ مِنْ مَكَانٍ .
« پاك و منزّه است آن كه مكانى از او خالى نيست ؛ و نسبت به مكانى ، نزديكتر از مكان ديگر نيست . »
عالم يهودى گفت : اينك شهادت مىدهم كه : اين مطلب حقّ است و بس ؛ و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٢٣