تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
و عمر خودش مىگفت : مَا أرَانِى أعْلَمُهَا أبَدًا وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ ذَلِكَ « 1 » « من هيچ وقت در خود نمىيابم كه بتوانم معناى كَلاله را بفهمم ؛ در صورتى كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم دربارهء من اين عبارت را گفته است ! » و مسلم ، و احمد ، و ابن ماجه ، و بَيْهقّى و طبرى و قُرْطُبىّ ، همگى از معدان بن أبى طلحهء يَعْمُرى ، روايت كرده‌اند كه او گفت : عمر بن خطّاب ، در روز جمعه‌اى خطبه خواند ؛ و از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ياد كرد ؛ و از أبوبكر ياد كرد ؛ و پس از آن گفت : من پس از خودم چيزى را كه نزد من ، أهمّ از كَلالَه باشد ، نمىگذارم . من در هيچ مسأله‌اى به اندازهء مسألهء كلاله به رسول خدا مراجعه نكردم . و رسول خدا در هيچ امرى به قدر اين مسئله به من تند نشد ، و خشونت و غلظت ننمود ، تا به جائى كه با انگشت خود به سينهء من زد و گفت : يَا عُمَرُ ألَا يَكْفِيك آيَةُ الصَّيْفِ الَّتِى فِى ءَاخِرِ سُورَةِ النِّسَآءِ « اى عمر ! آيا آيه صَيف كه در آخر سورهء نساء است ، براى تو بس نيست ؟ ! » « 2 » و عمر گفت : اگر من زنده بمانم در مسئله كلاله ، حكمى مىكنم كه هر كس قرآن خوانده باشد ، و هر كس قرآن نخوانده باشد ، مطابق حكم من حكم كند . « 3 » سيوطى آورده است كه : مَسْرُوق مىگويد : من از عمر بن خطّاب دربارهء أقرباى
هامش
( 1 ) - « كنز العمّال » ، ج 11 ، ص 73 و ص 74 ، حديث 320 ، از ابن راهويه ؛ و از ابن مردويه ، روايت كرده است ، و گفته است كه : اين حديث صحيح است . و تفسير « الدّرّ المنثور » ج 2 ، ص 249 ، و فضل بن شاذان در « ايضاح » ص 325 ذكر كرده است . ( 2 ) - نام آيه كلاله ، آيه صَيف است ؛ چون در حِجّة الوداع كه موسم تابستان نازل شده است ؛ و آن « آيه 176 ، از سورهء 4 : نساء است » :يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ وَ هُوَ يَرِثُها إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَكَ وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَ نِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .( 3 ) - « صحيح مسلم » ، طبع دار إحياء الثراث العربى ، و تعليقهء محمّد فؤاد عبد الباقى ، ج 3 ، كتاب « الفرائض » ، ص 1236 ، حديث شمارهء 9 ، و « سنن ابن ماجه » همين طبع با همين تعليقه ، ج 2 ، ص 910 باب الكلالة حديث شمارهء 2726 و بيهقى در « سنن » ج 6 ، ص 224 و در ذيلش اضافه دارد كه عمر گفت : و هو ما خلال الأب كذا احتسب و « مسند » احمد حنبل ، ج 1 ، ص 48 و « تفسير قرطبى » ، طبع دار الكاتب العربى سنهء ، ج 1387 ، ص 29 تا آخر كلام پيامبر و « تفسير طبرى » ، طبع مصطفى البابى ، سنهء 1373 ج 6 ، ص 43 .