تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
زن را به پيش عمر برگردانيدند ؛ و گفتار أمير المؤمنين عليه السّلام را به او گفتند . عمر گفت : فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ لَقَدْ كِدْتُ أنْ أهْلِكَ فِى جَلْدِهَا ، فَدَرَأَ عَنْهَا الْحَدَّ . « 1 » « خداوند همّ و غمّ را از على بردارد ، و در مشكلات او فرج نمايد ؛ حقّاً و تحقيقاً نزديك بود كه من در إجراى حدِّ تازيانه زدن بر اين زن هلاك شوم . و عمر حدّ را از اين زن برداشت . » و ابْنُ شهرآشوب اين روايت را با همين عبارت از حَسَن و عَطَاء و قَتادَه ، و شُعْبَه ، و أحْمَد بن حَنْبَل روايت كرده است . « 2 » و ابْنُ عَبْدِ البرِّ در « إسْتيعَاب » در ترجمهء أحوال أمير المؤمنين عليه السّلام با سند متّصل خود از سعيد بن مسيّب روايت كرده است كه : كَانَ عُمَرُ يتَعَوَّذُ بِاللهِ مِنْ مُعْضَلَةٍ لَيْسَ لَهَا أبُو حَسَنٍ « عادت و روش عمر اينطور بود كه در هر معضله و مشكله‌اى كه پيش مىآمد و حضرت أبوالحسن عليه السّلام براى رفع و حلّ آن نبود ، به خدا پناه مىبرد . » و دربارهء زن ديوانه‌اى كه عمر أمر به رجم او ( سنگسار كردن او ) نموده بود ؛ و همچنين دربارهء زنى كه شش ماهه زائيده بود ؛ و عمر إراده كرده بود ، او را نيز رجم و سنگسار كند ؛ و على عليه السّلام به او گفت : خداوند تعالى مىگويد :
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً ،
« 3 » الحديث . و نيز على به او گفت : إنَّ اللهَ رَفَعَ الْقَلَمَ عَنِ الْمَجْنُونِ . . . الحديث ؛ عمر گفت : لَوْ لَا عَلِىُّ لَهَلَكَ عُمَرُ « اگر على نبود تحقيقاً عمر هلاك شده بود ) و سپس ابن عبد البرّ گويد : نظير اين قضيّه بين عثمان و ابن عبّاس اتّفاق افتاده است ؛ و ابن عبّاس اين حكم را از على أخذ كرده است . و الله اعلم » « 4 »
هامش
( 1 ) - « إرشاد » ، طبع سنگى ، ص 112 ( 2 ) - « مناقب » ، طبع سنگى ، ج 1 ، ص 497 ( 3 ) - جزئى از « آيه 15 ، از سورهء 46 : أحقاف » : يعنى مدّت حامله شدن و از شير گرفتن طفل مجموعاً سى ماه است ( و چون دو سال كه مدّت شير دادن است از آن كسر گردد ، شش ماه مىماند ، پس زن مىتواند در رأس شش ماه بزايد . ) ( 4 ) - « استيعاب » ، ج 3 ، ص 1102 و ص 1103 و صدر اين حديث را در « تاريخ دمشق » مجلّد أمير المؤمنين ، ج 2 ، ص 39 حديث 1072 آورده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 190 | السيد محمد حسين الطهراني