و خوارزمى ، از محمود بن عمر زَمَخْشرى ، با سند متّصل خود ، از حسن بصرى از عمر بن خطّاب اين روايت را ذكر مىكند و در آن وارد است كه على أمير المؤمنين عليه السّلام به عمر گفت : أوَ مَا سَمِعْتَ مَا قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ! ؟ قَالَ : وَ مَا قَالَ ؟ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ ثَلَاثَةٍ : عَنِ الْمَجْنُونِ حَتَّى يَبْرَأَ وَ عَنِ الْغُلامِ حَتَّى يَحْتَلِمَ وَ عَنِ النَّائِمِ حَتَّى يَسْتَيْقِظَ . قَالَ فَخَلَّى عَنْهَا . « 1 »
« آيا نشنيدهاى كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم چه گفت ! ! عمر گفت : چه گفت ؟ !
حضرت گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : قلم تكليف و مؤاخذه از سه طائفه برداشته شده است : از ديوانه تا زمانى كه بهبود يابد ؛ و از پسر تا زمانى كه محتلم گردد ؛ و از خواب تا زمانى كه بيدار شود . رواى روايت گفت : عمر زن را آزاد كرده ؛ و دست از رجم او برداشت . »
و محبّ الدِّين طَبَرى از أبوظبيان روايت كند كه او گفت : من شاهد اين داستان بودم و حكايت قضيّه را كما كان نموده ؛ و عبارت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم را بدينگونه ذكر مىكند كه : رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ ثَلَاثَةٍ : عَنِ النَّائِم حَتَّى يَسْتَيْقِظَ وَ عَنِ الصَّغِيرِ حَتَّى يَكْبُرَ وَ عَنِ الْمُبْتَلِىَ حَتَّى يَعْقِلَ . « 2 »
هامش
( 1 ) - « مناقب » طبع سنگى ص 48 ، و طبع حروفى نجف ص 38 و « إيضاح » ابن شاذان ص 194 . و در « كشف الغمّة » اين حديث را از خوارزمى روايت كرده است و در دنبال آن گويد : و اين حديث را أحمد در مسند خود در روايت على عليه السّلام آورده است كه : رَفَع الْقَلَمَ عَن ثَلَاثَهءٍ : عَن النَّائِم حتّى يستَيقظ ، و عن الطفل حتّى يحتلم ، و عن المجنون حتّى يبرأ . راوى گفت : عمر دست از رجم مجنونه برداشت و او را رها كرد . و على عليه السّلام اين حديث را براى عمر گفت در وقتى كه عمر ارادهء رجم مجنونه را نموده بود ؛ و اين حديث را على عليه السّلام از پيغمبر صلّى الله عليه السّلام و آله و سلّم روايت كرد . ( « كشف الغمّة » ، باب فى مناقبه ، ص 33 ) ؛ و نيز در « غاية المرام » قسمت دوّم ص 531 حديث 6 از عامّه اين روايت را از موفّق بن أحمد خوارزمى آورده است ؛ و نيز در « غاية المرام » ص 530 حديث 2 ، از عامّه ، روايتى را كه از أحمد بن حنبل از « كشف الغمّة » آورديم روايت كرده است . و سيّد بن طاوس در « طرائف » ص 473 از احمد بن حنبل در « مسند » خود از قتاده ، از حسن بصرى ، بدين عبارت آورده است كه : چون عمر إراده كرد مجنونهاى را رجم كند ؛ على عليه السّلام به او گفت : مالك ذلك ! أما سمعت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم يقول : رفع القلم عن ثلاثهء نفر : عن النَّائم حتّى يستيقظ ؛ و عن المجنون حتّى يبرأ . و يعقل ؛ و عن الطّفل حتّى يحتلم ( أحمد بن حنبل فى مسنده ؛ ج 1 ، رجم المجنون ، و بخارى فى صحيحه ج 8 ص 21 ) .
( 2 ) - « الرّياض النَّضرة » طبع مكتبهء لبنده ، ج 3 ، ص 209 ؛ و « ذخائر العقبى » ص 81 .