تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
آن دو مالك زن ، نزد حضرت آمدند ، و هر يك پسر را از آن خود مىدانست . حضرت آن پسر را به نام هر يك از آن دو نفر به قرعه در آوردند . « 1 » و به نام آنكس كه در آمد پسر را به او دادند ؛ و او را الزام كردند كه نصف قيمت پسر را در صورتى كه فرض شود غلام بچّه بوده و قيمت داشته است ؛ به آن مرد ديگر كه شريك او بوده است بدهد . و نيز افزودند كه : اگر مىدانستم كه شما به اين كار پس از علم و آشنايى به حرمت آن دست زده‌ايد ؛ در عقوبت و مجازات شما كوتاهى نمىكردم . « 2 » چون داستان اين ماجرا را براى رسول خدا بيان كردند ؛ آن را امضآ كرد ؛ و حكم به آن را در إسلام بر همين نهج تثبيت نمود و گفت : الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى جَعَلَ فِينَا أهْلَ الْبَيْتِ مَنْ يَقْضِى عَلَى سُنَنِ دَاوُدَ وَ سَبِيلِهِ فِى الْقَضَآءِ . « 3 » « حمد و سپاس مختصّ خداوندى است كه در ميان ما أهل بيت ، كسى را قرار داده است كه بر طريقه و روش‌هاى داود پيغمبر عليه السّلام قضاوت مىكند ؛ و بر راه و منهاج او در فصل خصومت و قضاوت عمل مىنمايد . » و ابن شهرآشوب از فضائل أحمد حَنْبَل ، از اسمعيل بن عيّاش ، با إسناد خود از على بن أبى طالب عليه السّلام آورده است كه آن حضرت در زمان رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم قضاوتى كرد كه موجب شگفت رسول الله شد و گفت : الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى جَعَلَ الْحِكْمَة فِينَا أهْلَ الْبَيتِ . « 4 »
هامش
( 1 ) - طريق قرعه و كيفيّت آن بدين طور است كه : نام هر يك از آن دو نفر را به قطعه‌اى از چوب و يا چيز ديگرى مىنويسند و آن را در دو پارچه مىبندند ؛ و به كودكى مىگويند تا يكى از آنها را بردارد ؛ كودك هر كدام را كه برداشت ؛ پسر نوزاد به او داده مىشود . و در « تهذيب » شيخ ، ج 6 ، ص 239 در مورد تشخيص طفلى كه معلوم نيست دختر است يا پسر از حضرت صادق ( ع ) وارد است كه : روى قطعهء چوبى بنويسند : عبد الله ؛ و روى قطعهء ديگرى أمَهء الله آنوقت امام و يا قرعه زننده بگويد : اللّهم انت الله لا إله إلّا أنت عالم الغيب و الشّهادة أنت تحكم بين عبادك فيما كانوا فيه يختلفون ، امر اين مولود را معيّن بنما . ( 2 و 3 ) - « إرشاد مفيد » ، ص 107 و ص 108 . ( 4 ) - « مناقب » ، طبع سنگى ، ج 1 ، ص 489 ، و « ذخائر العقبى » ، ص 85 از حميد بن عبد الله بن يزيد آورده است كه أحمد در « مناقب » تخريج كرده است ، و نيز در « الرياض النَّضرة » ، ج 3 ص 216 از « مناقب » أحمد تخريج نموده است .