رسول خدا آمد ؛ رسول خدا با دست خود بر سينهء على زد و گفت : بار پروردگار من ! تو خودت انديشه و رأى او را به صواب رهبرى كن ! و زبان وى را براى بيان حقائق و واقعيات ثابت بدار . »
قَالَ أمِيرُالْمُؤمِنِينَ : فَمَا شَكَكْتُ فِى قَضَاءٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ بَعْدَ ذَلِكَ الْمَقَامِ . « 1 »
« أمير المؤمنين عليه السّلام مىگويد : پس از آن موقف و مقام در نزد رسول خدا ، در هيچ مرافعه و خصومت و دعوائى كه در ميان دو نفر اتّفاق افتاد ، در قضاوتِ خود و حلّ آن مشكل شكّ نكردم ، و دچار ترديد نشدم . »
حكم به إلحاق بچه متولّد ، به يكى از مدّعيان : و غرامت قيمتِ بقيه به حساب سهام
چون على بن أبى طالب أمير المؤمنين عليه السّلام به يمن رفت ؛ و در آنجا استقرار يافت ؛ شروع كرد در انجام وظيفهاى را كه رسول خدا به او مُحَوَّل نموده بود ، از قضاوت و حكم در بين مسلمانان آن خِطَّه ؛ دو نفر مرد براى مرافعه به نزد او آمدند ؛ و دربارهء پسرى كه از كنيزى كه مشترك بين آن دو نفر بود و به دنيا آمده بود ، و هر يك ادّعاى آن پسر را مىنمودند ، مرافعه كردند . داستان از اين قرار است كه آن دو نفر كه مشتركاً بالسَّوِيه مالك آن كنيز بودند ؛ نمىدانستند كه آميزش و مواقعه با كنيز در طُهْرِ واحد ( زمانى كه زنان از خون حيض پاك هستند ) حرام است و چون قريب العهد به إسلام بودند ، و معرفت چندانى به أحكام شريعت نداشتند ، به گمان آنكه مواقعه و اختلاط با كنيزِ مشترك در طُهر واحد جايز است ، با او هم بستر شدند . و آن كنيز حامله شد و پسرى زائيد . »
هامش
( 1 ) - اين روايت را نيز ابن كثير در « البداية و النّهاية » ج 5 ، ص 107 ، از أحمد بن حنبل و ابن ماجه و أبوداود روايت كرده است . و محبّ الدين طبرى در « الرّياض النَّضرة » ، ج 3 ، ص 213 از أحمد تخريج كرده است . و ابن حجر هيتمى در « الصّواعق المحرقة » ص 73 آورده و گفته است : حاكم آن را تخريج كرده و صحيح شمرده است . و أصل اين حديث در « مستدرك » حاكم ج 3 ، ص 135 با إمضاى صحّت آن موجود است . و در « غاية المرام » ، قسمت دوّم ، ص 529 باب 39 پنج روايت از عامّه تحت شمارهء 7 تا 11 از أحمد بن حنبل و يك روايت تحت شمارهء 13 از خوارزمى در اين موضوع آورده است . و سبط ابن جوزى در « تذكره » : ص 26 و 27 ، طبع سنگى از أحمد بن حنبل در فضائل تخريج كرده است و سپس گويد : أحمد در « مسند » هم تخريج كرده است و ابن اسحق و غير او در « مغازى » آوردهاند و در « مغازى » وارد است كه رسول خدا به او گفت : إذَا جَلَسَ بَيْنَ يَدَيْكَ خَصْمَانِ فَلَا تَقْضِ بَيْنَهُمَا حَتَّى تَسْمَعَ مِنَ الْآخَرِ مِثْلَ مَا سَمِعْتَ مِنْهُ فَإنَّكَ اذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ تَبَيِّنَ لكَ الْقَضَآء .