« حمد و سپاس اختصاص به خداوند دارد كه حكمت را در ميان ما أهل بيت قرار داد . »
و نيز ابن شهرآشوب ، از أبوداود ، و ابن ماجة در سُنَنهاى خودشان ، و از ابن بَطَّة در « ابَانَة » و أحمد در « فضائل الصَّحابة » ، و أبوبكر مردَوَيْه در كتاب خود ، با طرق كثيرى از زَيد بن أرقم روايت مىكند كه او گفت : « 1 » به رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گزارش دادند كه : در أيَّام جاهليّت سه نفر كه با كنيزى در طُهر واحد آميزش نموده ؛ و او بچّهاى آورده بود ؛ در يمَن آن سه تن به نزد على عليه السّلام آمده ، و هر يك آن طفل را از آنِ خود مىدانست . آن حضرت گفت :
شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ
« 2 » « اينها شريكانى هستند كه در دعواى خود تضادّ دارند » . و آن پسر را به نام هر يك از آن سه تن قرعه زد ، و او را بدان كه قرعه به نامش در آمده بود ، ملحق كرد ، و به دو سپرد ؛ و او را إلزام كرد تا دو ثلث ديه را ( دو ثلث قيمت پسر ) به دو منازع خود در دعوى بپردازد ، و ايشان را از مثل چنين عملى منع نمود . چون به پيامبر خبر رسيد ؛ فرمود : الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى جَعَلَ فِينَا أهْلَ الْبَيْتِ مَنْ يَقْضِى عَلَى سُنَنِ دَاوُد « 3 »
هامش
( 1 ) - اين روايت را ابن كثير نيز در « البداية و النّهاية » ج 5 ، ص 107 و ص 108 از أحمد بن حنبل و نسائى و داود با چندين سند آورده است و محبّ الدّين طبرى در « ذخائر العقبى » ص 85 از أحمد در « مناقب » تخريج كرده است و در « الرّياض النَّضرة » ، ج 3 ، ص 216 نيز آورده است و حاكم در « مستدرك » ج 3 ، ص 136 و 137 آورده است .
( 2 ) - اقتباس از « آيه 29 ، از سورهء 39 : زُمر » است .
( 3 ) - « مناقب » ، ج 1 ، ص 487 و اين روايت را محبّ الدين طبرى در « ذخائر العقبى » ص 85 ذكر كرده است . و كلينى در « كافى » ج 1 از طبع سنگى ص 55 قضيّهء قرعه را از على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از حمّاد از حلبى و محمّد بن مسلم از حضرت صادق ( ع ) آورده است كه : إذا وَقَعَ الحرُّ و العبدُ و المشترك بامرأةٍ فى طُهرٍ واحد فادّعوا الولَد اقرع بينهم فكان الولد للذى يَخْرُج سهمه .