شده است ؛ استدلال بر وجوب متابعت از أمير المؤمنين عليه السّلام به ملاك علم و أعلميّت مىكند ؛ و او را أحقّ در خلافت و إمامت مىشمارد ؛ سپس فصولى را در كتاب خود ، به قضايا و محاكمات آن حضرت اختصاص داده است .
دعاى رسول خدا به امير المؤمنين عليهما السّلام : الّلهُمَّ اهْدِ قَلْبَهُ وَ ثَبِّتْ لِسَانَهُ
از جمله آورده است كه چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم إراده كرد قضاوت يَمَن را بر عهدهء على عليه السّلام گذارد ؛ و وى را به سوى أهل يمن بفرستد تا أحكام را به آنها بياموزد ؛ و حلال و حرام را براى آنها روشن سازد ؛ و در ميان ايشان به أحكام قرآن حكم كند و قضاوت بنمايد ؛ أمير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد :
تَنْدُبُنِى يا رَسُولَ اللهِ لِلْقَضَاءِ وَ أنَا شَابٌّ وَ لَا عِلْمَ لِى بِكُلِّ الْقَضَآءِ ؛ « اى رسول خدا ، تو مرا براى أمر قضاوت ، و قيام به اين مهم اختيار و انتخاب مىفرمائى ؛ در حالى كه من جوان هستم ؛ و علم و درايت به جميع فنون قضآء و مسائل مختلفهء آن كه پيش مىآيد ندارم ! »
فَقَالَ لَهُ : ادْنُ مِنِّى ! فَدَنَا مِنْهُ ، فَضَرَبَ عَلَى صَدْرِهِ بِيَدِهِ ؛ وَ قَالَ : اللَّهُمَّ اهْدِ قَلْبَهُ وَ ثَبِّتْ لِسَانَهُ ! « پس رسول خدا به او گفت : نزديك من بيا ! أمير المؤمنين نزديك