تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىُّ بَابُهَا ؟ ! أبوسَعْد قدرى سر خود را پائين انداخت ، و تأمّلى كرد و سپس سر خود را بلند كرد و گفت : آرى ! كسى اين حديث را به تمامه نمىداند مگر آنكه در إسلام ، مقام شامخى داشته باشد ! آنچه را پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم گفته است اين است كه : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ أبوبَكرٍ أسَاسُهَا ، وَ عُمَرُ حِيطَانُهَا ، وَ عُثْمَانُ سَقْفُهَا وَ عَلِىُّ بَابُهَا . « من شهر علمم ، و أبوبكر أساس و پىِ آن است ، و عمر ديوارهاى آن است ، و عثمان سقف آن است ، و علىّ دَرِ آن است » . حاضرين از مستعمين اين مطلب را تحسين كردند ، و خوششان آمد ، و أبوسَعْد هم با خود ، هِىْ تكرار مىكرد و مىگفت : أبوبكر أساسها ، عمر حيطانها ، عثمان سقفها . حاضرين بعد از تمام شدن موعظه ، از او خواستند كه : سند اين روايت را براى آنها تخريج كند . ( يعنى بگويد كه : من اين حديث را از چه كسى ، و او از چه كسى ، و او از چه كسى ، تا برسد به پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، روايت مىكنم ) فَاغْتَمَّ وَ لَمْ يُخْرِجْهُ لَهُم « 1 » « أبوسعد در غصّه فرو رفت ، و اين حديث را براى آنها تخريج نكرد ؛ و سلسلهء سندش را بيان نكرد . »

ردّ ابن حَجَر هيثَمى به ادّلّهء واهيه و أحاديث مجعوله ركيكه

ابن حجر هَيتَمِى در كتاب « الْفَتَاوَى الْحَديثَيِّة » پس از آنكه اين روايت را نقل كرده است ؛ گويد : حَدِيثٌ ضَعِيفٌ ، وَ مُعاوِيهءُ حَلْقَتُهَا فَهُوَ ضَعِيفٌ أيضاً . « 2 » « اين حديث ضعيف است و اينكه معاويه نيز حلقهء در است نيز ضعيف است . » و معذلك در الصَّواعقُ الْمُحْرِقَة ، عناد و لجاج او در تشييد مبانى باطل ، و تضعيف اركان حق ، و اثبات أعلميّت أبوبكر بر أمير المؤمنين عليه السّلام ، چشم بصيرت او را كور كرده ؛ و آنچه را خودش در كتاب « الفتاوى الحديثية » حكم به ضعف آن كرده است ؛ در اينجا به طور إرسال مسلّم ذكر كرده است ، و براى
هامش
( 1 ) - « اللَألى المصنوعة » ج 1 ، ص 335 و ص 336 ، از طبع دوّم ( 2 ) - « الفتاوى الحديثيّة » ، ص 197 ( بنا به نقل الغدير ج 7 ، ص 198 )
امام شناسى (فارسى) — صفحة 125 | السيد محمد حسين الطهراني